
آبان ماه امسال مصادف است با بیست و یکمین سالگرد رحلت آیت الله حاج سید
روح الله خاتمی (ره). مطلب حاضر گفتاری از حجت الاسلام والمسلمین سید حسن
خمینی در باره شخصیت این روحانی روشن ضمیر است. این گفتار آبانماه سال
گذشته در مجمع بیستمین سالیاد آیت الله خاتمی -که در اردکان برگزار شد-
ارائه گردید ، متن این گفتار منتشر نشده را در ادامه مطلب بخوانید:

متن کامل سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین حاج سید حسن خمینی در بیستمین سالیاد آیت الله سید روح الله خاتمی(ره)
بِسمِ الله الرحمنِ الرحیم الحَمدُ لله رَبِ العالمین الصلاه وَ السَّلامُ
علی سیِّدَنا وَ نَبیِنا مُحَمَّد (ص) وَ عَلی اَهلِ بَیتِه الطاهِرین
(ع).
ضمن عرض ادب و احترام، بسیار خوشحالم که در جمع دوستان و بزرگان، بخصوص
برادران بزرگوار استان قهرمان یزد و در جلسه ای که به مناسبت بیستمین
سالگرد عروج حضرت آیت الله خاتمی برگزار شده، حضور دارم.
به جاست که قبل از اینکه چند دقیقه ای مصدع بشوم، یاد امام عزیزمان، یاد
فرزند گرانقدرشان و شهدای عظیم الشان را مزید بر یاد و خاطره روحانی عظیم
الشان، حضرت آیت الله خاتمی و همچنین مرحوم آیت الله صدوقی و درگذشتگان
بزرگی که در خطه یزد و اردکان بودند، بخصوص روحانی تازه از دست رفته مرحوم
مدرسی و دیگران را گرامی بدارم و از همه دوستان تقاضا کنم که با قرائت
فاتحه ای یاد بزرگواران را گرامی بدارند و آن ها را مهمان سفره پربرکت و
احسان الهی قرار بدهند. همچنین خدمت سرور معظم و بزرگوار حضرت حجت الاسلام
و المسلمین سید محمد خاتمی تسلیت ویژه دارم که صاحب این مجلس هستند.
در رابطه با شخصیت گرانسنگ مرحوم آیت الله خاتمی می توان از جهات مختلفی
به بحث نشست. پس از سخنان استاد بزرگوارم حضرت آیت الله بجنوردی مناسب تر
و بهتر این است که از این به بعد به زندگی مرحوم آیت الله خاتمی بپردازیم.
من دو بعد از شخصیت ایشان را مورد بررسی قرار می دهم و سعی می کنم تا بحثم
را بر مبنای این دو مطرح نمایم.
آن چیزی که از مرحوم خاتمی در ذهن ها به یادگار مانده و همه کسانی که از
ایشان یاد و خاطره ای در یاد و در دل دارند و آن را بیش از هر نکته دیگری
تایید می کنند، خلوص، صفا، پاکدامنی و تقوای ایشان است و من نکته دومی را
اضافه می کنم که عبارت است از توفیقی که یک روحانی در منطقه ای از مناطق
جغرافیایی ایران و جهان تشیّع داشته است و بحثی را تحت این عنوان مطرح می
کنم که فتح بابی برای این باشد که ببینیم علل فراز و فرود اقبال مردم ما
به روحانیت در جامعه چیست؟ چرا یک روحانی در جامعه ای زندگی می کند موفق
است و خدای ناکرده چه عواملی می تواند این توفیق را دچار خدشه کند که بی
تردید از دیدگاه کسی که افتخار می کنم فرزند او هستم، شبهه و تزلزل
در نقش روحانیت در جامعه، تزلزل در نقش دین و دینداری مستمر در جامعه
ماست. سعی می کنم در این فرصت مختصر به دو عامل اشاره کنم. ضمن اینکه
معترفم عوامل دیگری را شاید بتوان یافت که مصداق و زیر شاخه ای از این دو
بحث اصلی باشد و یا خود می تواند به عنوان عامل مستقلی مورد اشاره قرار
بگیرد.
نخستین عامل، «دوری از منیت و روی آوردن به اخلاق» است. شرط اساسی توفیق
سخن و تبلیغ این است که مردم احساس کنند این سخنی که بر زبان من جاری می
شود، دارای یک اثر و فایده به حال آنهاست. آیه شریفه ایست که اساتید بر آن
واقفند که می فرماید: قُل لا اَسئلکُم عَلَیهِ مِن اجر. چرا پیامبر و همه
پیامبران در زندگی خود باید دم به دم به مردم بگویند که ما اَجر نمی
خواهیم؟ برای اینکه اگر مخاطب احساس کند که در صدای شما و در سخن شما نفعی
به حال خودتان خوابیده است، به دنبال سخن شما نمی رود و همواره احساس می
کند که در کجای این سخن سرش کلاه می رود. "قُل لا اَسئَلکُم عَلَیهِ من
اَجر." من اجری از شما نمی خواهم و اجرم پیش خداست.
ما در حوزه های علمیه که اگر فضای جلسه اقتضا می کرد بیشتر باز می کردم
مشکله ای داریم که عبارتند از: «عدم تناسب بین علت غایی و علت فاعلی است»
است. علت غایی علت فاعلیت فاعل است؛ اگر من بخواهم صندلی بسازم حتماً هدفی
از ساختن آن دارم. اگر این هدف در ذهنم باشد فاعلیت من را بر می انگیزد و
من دست بکار می شوم و سعی می کنم در راستای هدفی که دارم صندلی را بسازم.
غایت طلبگی و روحانیت، حضور در جامعه و تبلیغ و آوردن مردم بسوی شاهراه
هدایت است. این غایت آیا در درس هایی که ما می خوانیم لحاظ می شود؟ آیا
فاعلیت ما، یعنی درس هایی که در مسیر حوزه (فقه و اصول) می خوانیم برای
اینکه یک روحانی در جامعه موفق باشد کافی است؟
آن چیزی که بیش از همه مردم را بسوی دین می خواند، اخلاق است. اخلاق ما
بیش از هر چیزی می تواند توفیق ما را در امر تبلیغ افزون نماید اما چیزی
که ما به طلبه یاد می دهیم فقه و اصول است و آن چیزی که از او انتظار
داریم اخلاق است. طبیعی است که تناسبی بین علت فاعلی و علت غایی نیست و
آنگاه اعتراض می کنیم که چرا خروجی ما در مسیر هدفمان کارایی ندارد؟ مانند
کسی که به او ریاضی یاد داده اید و انتظار دارید که در جامعه طبابت کند.
از یک ریاضیدان باید انتظار ریاضی دانستن داشتید و اگر انتظار طبابت داشته
باشید اشتباه کرده اید.
اینکه امام(ره) قبل از اینکه معلم فقه و اصول باشد، معلم اخلاق حوزه علمیه
است، شناختن این نقطه بزنگاه زندگی طلبگی است. مرحوم آقای مطهری در آغاز
کتابش که در زمان طاغوت هم چاپ شده یک جمله ای دارد که «ما از هر پنجشنبه
تا پنجشنبه دیگر که به درس اخلاق آن استاد امام(روحی فداه) می رفتیم و در
حوزه اشراق و اخلاق او بودیم». البته در این حوزه اشراق فقه و اصول هم
کارایی دارد. حتماً جامعه از ما انتظار دارد که احکام را بگوییم اما برای
اینکه گوش شنوایی باشد و تخاطبی وجود داشته باشد شرطی لازم وجود دارد و آن
شرط این است که دل هایی پاک و جان هایی پاکیزه نداشته باشیم. این عبارت،
کلام بسیار پر معنایی در کلام من است. انتظار نداشتن، هم از نظر مالی است
هم شخصیتی، یعنی توقع احترام داشتن از دیگران به عبارتی صدر نشینی. اگر
اینگونه بودیم، بی تردید تأثیر خواهیم گذاشت. رمز توفیق روحانیت بزرگ ما
این بوده است. ببینید هر کجا که یک روحانی متخلق حضور داشته، این حالت در
او بوده است یعنی یک محیط وسیعی را تحت تاثیر قرار داده است و اساساً
تفاوت بین پیامبران و فیلسوفان در همین است. فیلسوفان تنها دانایان جامعه
اند اما پیامبران کسانی هستند که دلشان برای جامعه بیشتر از خود جامعه می
سوزد. دانا هستند اما دانایی آمیخته به یک دلسوزی برای مردم شده است «طه
ما انزلنا علیک القرآن لتشقی» کار به نقطه ای رسد که خدا به پیامبر می
گوید: "بس است دیگر." این کم نیست که در روایات ما وجود دارد که پیامبر تا
لحظه آخر کنار پل صراط می ایستد و دائم می گوید: "امتی". من تردیدی ندارم
که دل سید الشهدا بیشتر به حال شمر می سوخت تا دل شمر به حال خودش. چون
نقش پیامبر گونه دارد. اگر اینگونه بودیم آن وقت می بینیم که کارمان تأثیر
عمیقی می گذارد. اگر جامعه در سیمای یک انسان عملکرد پیامبری دید (منظور
اخلاق پیامبری است)، تابع می شود، راه می افتد و حرکت می کند. حتی اگر
بخواهیم به مردم درس دین بدهیم باید از دریچه های دل آنان وارد شویم و
دریچه های دل مردم همواره بسوی کسانی که با اخلاق زندگی می کنند گشاده
است؛ تردیدی نداشته باشید! این اثر وضعی کلام است که اگر از دل برآید بر
دل نشیند. اگر مجال بود مثال های بیشتری را می آوردم. ببینید بزرگانی
داشته ایم ولی کم تأثیر و اما در مقابل انسان هایی بوده اند که به ظاهر
نمی توانستند مشکله تعارض اصول را حل کنند، اگر از او سؤال می کردید که
فرق اصالت وجود و اصالت ماهیت چیست، نمی دانست و استصحاب عدم ازلی را آشنا
نبود شبهه آکل و مأکول بلد نبود، اما نقش و تأثیرش در جامعه بسیار بوده
است.
یکی از توفیقات مرحوم آیت الله خاتمی دارا بودن این ویژگی است:
دی شیخ با چراغ همی گشت دور شهر کـز دیـو و دد ملـولـم و انسانم آرزوست
گفتــم که یافت می نشود گشتـه ایم ما گفت آنچه یافت می نشود آنم آرزوست
شرط توفیق تمام عالمان دینی همین است. هر جا خواستید به رمز توفیق یک عالم
دینی پی ببرید، ببینید تا چه حد صادقانه و با اصول اولیه تبلیغ، یعنی با
اخلاق برخورد کرده است. پیرامون این بحث مفصل می توان صحبت کرد: یک قدم بر
نفس خود نه دیگری بر کوی دوست.
شرط دوم که مورد نظر من است و در کوتاه سخن به آن می پردازم، این است که
روحانیت به عنوان نماد یکی از روحانیون موفق، مرحوم آقای خاتمی باید
پاسخگوی نیاز جامعه خودش باشد. بگذارید تعریفی از روشنفکر ارائه دهم که
البته نمی گویم کامل است، بلکه تعریفی است که من امروز از روشنفکر ارائه
می کنم. روشنفکر الزاماً کسی نیست که حرف نو می زند، روشنفکر کسی است که
نیاز نوین جامعه خودش را می فهمد و پیرامون آن حرف می زند بسیاری از ما چه
کسانی که در علوم نقلی کار می کنند و چه کسانی که در علوم نقلی، پیرامون
درد جامعه خودمان سخن نمی گوییم. این مطالبی که ما می گوییم می تواند در
کتابهای 700 سال پیش هم مطرح شده باشد و اگر تاریخ آن را بردارند هیچ فرقی
نمی کند که این کتاب در سده 1400 نوشته شده باشد یا سده 200! همواره زنده
است. ما پیرامون درد جامعه خودمان سخن نمی گوییم. یکی از طنازان درباره
یکی از روزنامه ها می گفت: اگر تاریخش را برداری، با این کلیشه ای که دارد
می تواند هم مربوط به سال 1300 باشد و هم 1400.
بگذارید این نکته را از جای دیگری باز کنم و بدان بپردازیم. قبلاً بیان
کرده ام که جای دیگری گفته ام، تمایز امام با اقرانش در فقیه بودن، عارف
بودن و فیلسوف بودنش نبود. همه اینها بود، اما تمایز در این بود که نگاه
امام(ره) به دین و فقه(به معنای برداشت از دین) کاریکاتوری نبود.
کاریکاتور یعنی چه؟ و اصلاً چه کارکردی دارد؟ کاریکاتور حقیقت است اما
تناسبها در آن بهم ریخته است و تنها تمایز آن با واقعیت همین است. یعنی در
کاریکاتور چهره انسان، بینی که باید یک چهارم صورت باشد نصف آن است چشم که
باید دایره ای به شعاع یک دهم صورت باشد یکصدم می شود. بسیاری از ما اسلام
های کاریکاتوری داریم. یعنی حساسیت هایمان به مسائل دینی به اندازه واقعیت
الهی نیست. اگر گناهی نسبت به گناه دیگر اَشد است، برای ما اینگونه نیست.
یعنی در تناسب الهی غیبت اَشد است، اما برای ما نیست. لذا پشت سر غیبت
کننده نماز می خوانیم، اما العیاذ بالله اگر بدانیم کسی شرب خمر کرده یا
گناه دیگری مرتکب شده است ممکن است با او حرف نزنیم. اگر کسی دروغ بگوید
مشکلی نداریم اما اگر کسی قتل نفس کند بسیار عصبانی می شویم و اصلاً ممکن
است با او حرف نزنیم. جدا از اینکه اگر یک دروغ به نفعمان باشد خوشمان می
آید و اگر به ضررمان باشد بدمان می آید. از نفس گناه و قضیه تحریمیه الهی
به اندازه تناسب الهی متأثر نمی شویم؛ این یعنی اینکه دیندار کاریکاتوری
شده ایم. اگر اندیشه کسی نسبت به قضایای دینی کاریکاتوری بود، قطعاً تناسب
حقیقی اخلاق را رعایت نکرده است. تفاوت امام با اقرانش در این است که نسبت
به دردهای جامعه و قضایای دینی کاریکاتوری نگاه کرده است. یعنی اگر گفته
است که بهائیت به اندازه ده درصد بد است، اما اصل حکومت جور صد در صد بدتر
است. لذا باید در برابر آن ده برابر داد بزنیم. اگر میکده بد است حکومت
ظلم بدتر است و باید نسبت به آن اعتراض بیشتری بکنیم.
پاسخگویی به نیاز جامعه و رمز اینکه «روحانیت» در دهه 40 و 50 به ناگاه
پیشتاز جریانات اجتماعی شد، فقه و اصول و فلسفه نبود، بلکه این بود که
گفتار خود را مطابق گفتار روز و نیاز جامعه تنظیم کرد. آن روز جامعه ستیز
با ظلم می خواست و بیان (روحانیت) هم ستیزه با ظلم شد و الا اگر همان دوره
هم حرف های هزار سال پیش زده می شد و در پی استصحاب عدم ازلی بود، آن
اتفاق نمی افتاد. روحانیت موفق روحانیتی است که مطابق نیازهای جامعه اش از
بستر دینی و با تکیه بر آرمان های دینی و قضایای دینی صحبت کند. لذا گفتم
روشنفکری الزاماً به معنای این نیست که سخن نو بگوید به معنای این است که
مطابق نیازهای نوین و روز سخن بگوید.
به نظر من این دو ویژگی را می توان در زندگی مرحوم آیت الله خاتمی جستجو
کرد و یافت. نخست اینکه با اخلاق زندگی می کرد متأسفانه بنده توفیق زیارت
ایشان را نداشتم البته در سنین پایین فقط یک بار ایشان را دیدم که تصویری
مبهم از آن دیوار در ذهنم است. در سال 64-65 بود که یک بار در آن زمانی که
آقای رضا خاتمی به تازگی ازدواج کرده بودند، به یزد آمده بودم ولی از نظر
ذهنی آنقدر توانمند نبودم که بتوانم از حضور ایشان استفاده کنم.
ولی بر اساس آنچه از مرحوم ابوی و بعدها از دیگران شنیدم، این شرط توفیق
اولیه ایشان یعنی پا بر نفس گذاشتن، خود ندیدن، اخلاق و پایبندی به مبانی
اخلاقی و شرط دوم به معنای اینکه پایبند چیزهای خود تنیده ای که ما برای
خود درست می کنیم، نبودند؛ پاسخگوی نیاز جامعه بودن. این جمله امام بسیار
مهم است که در پیامشان به مناسبت فوت آیت الله خاتمی صادر کرده بودند
بسیار نامه عجیبی بود. این نامه حداقل 20 نکته دارد. یک نکته آن این است
که آیت الله خاتمی در کوران مبارزه، مبارزه را می فهمید و با جان و دل
مبارزه می کرد، یعنی در آن روزگار این نیاز را می فهمید؛ روشنفکر بود.
یعنی در آن روزگار احساس می کرد که درد امروز جامعه چیست و مطابق درد
جامعه سخن می گفت. اندیشمند دینی بود که اگر دین داشت، برای جامعه، مفید
به حال جامعه و برای تعالی آن بود.
از خداوند بسیار بزرگ علو درجات آن عالم بزرگوار و همچنین شهید محراب حضرت آیت الله صدوقی را خواستاریم.
خداوند انشاالله روح مطهر امام عظیم الشأن و شهدای بزرگواری که ما هم
امروز هر چه داریم مرهون روح آن بزرگواران است، الساعه غریق رحمت بگرداند.
ارواح مطهر آیت الله خاتمی و دیگر بزرگان قشر روحانیت بخصوص روحانیت معظم
استان یزد را علو درجات نصیب گرداند. رهبری معظم انقلاب را در پناه لطف
خود محفوظ بدارد و ما را قدردان و پاسدار خون های پاک شهیدان و بزرگانمان
قرار بدهد.
نوشته شده توسط علیرضا در شنبه نهم آبان 1388 ساعت 20:25 |
لینک ثابت |
تجارب و پیشنهاداتی برای اداره کلاس و انضباط دانش آموزان در کلاس درس به معلمان،مدیریت کلاس زیباوبمدیریت رفتار با دانش
آموز درکلاس درس ، معلم مهربان یا
خشن؟!
اساس و بنیان مدیریت رفتار موثر، داشتن روابط مثبت با دانش آموزان است. ارتباط مثبت پیوند محکمی بین شما و
دانش آموزانتان بر قرار می کندبدون این پیوند ، توان شما برای تحت تاثیر قرار دادن
و هدایت کردن آنها ضعیف خواهد بود .
با رعایت نکات زیر می توانید روابط تان
را با دانش آموزان تقویت کنید:
• وقتی دانش آموزان وارد کلاس می شوند با
آنها احوالپرسی کنید.
• برای تک تک آنها اهمیت قائل باشید و به تک تک آنها توجه
کنید.
• به نظر هایشان با دقت گوش بدهید.
• به آنها مسئولیت بدهید.
• حتی
موقعی که دارید رفتار نامناسبشان را تصحیح می کنید به شأن و شخصیت آنها احترام
بگذارید.
• و دست آخر اینکه: «همانقدر که فکر میکنید سزاوارید دانش آموزان به
شما احترام بگذارند به آنها احترام بگذارید»..
«موفقیت شما در شغل معلمی آنقدر
که به روابط مثبت ، مهربانانه و اعتماد آمیز با دانش آموزان وابسته است به هیچ
مهارت ، ایده ،ابزار یا دستور العملی بستگی ندارد». ( پروفسور اریک
جنسن)
معلمان کارآمد:
معلمانی که می
توانند به خوبی بر رفتار دانش آموزان مدیریت کنند همگی این خصوصیات را دارند:
•
از مهارتها و ابزارهای گسترده ای استفاده می کنند.
• افکار واقع گرانه دارند .
www.zibaweb.com
• بر احساسات خود مسلطند .احساسات متعادل داشتن به معنی بی
تفاوت بودن نیست. شور و شوق داشتن وبا انرژی و علاقه کار کردن از ضروریات معلمی
است. اما نباید در ابراز آنها زیاده روی کنید.
زیاده روی در هر احساسی روی
توانایی فرد در داشتن تفکر منطقی و معقول اثر می گذارد
تنبیه:
مهمترین نکته ای که باید یاد آور شد این است که تنبیه
موجب تغییر رفتار نمی شود.
• تنبیه موثر شما فقط مدت زمان محدودی وقوع رفتار
نامناسب را به تعویق میاندازد.
• شدت تنبیه نیست که انجام رفتار نامناسب را
محدود می کند بلکه قطعیت آن است. یعنی دانش آموز مطمئن باشد که شما قطعا او را
تنبیه می کنید.
• تنبیهات کلاسی در صورتی موثر خواهند بود که از ضعیف به شدید
استفاده شوند. مثال
1. اخطار دادن به دانش آموز
2. تغییر دادن جای او
3.
نگه داشتن او پس از پایان کلاس به مدت 5 دقیقه
4. اطلاع دادن به والدین
5.
اخراج از کلاس
6. و دست آخر اینکه:«موقع تنبیه باید همیشه طوری عمل کنیدکه دانش
آموز متوجه شود این کار شما در واقع انتخابی است که خود او کرده و نتیجه منطقی عمل
خودش بوده است.))
پاداش:
مهمترین
نکته ای که باید یادآور شد این است که پاداش موجب تغییر رفتار می شود.
•
موثرترین شکل پاداش استفاده از بازخوردهای عاطفی مثبت است مثل لبخند زدن ، تشکر
کردن ، آرزوی موفقیت کردن
• وقتی جایزه می دهید هرگز نباید آن را پس بگیرید اگر
پس از دریافت جایزه رفتار نادرستی از دانش آموز سر زد باید از تنبیه مناسب آن رفتار
استفاده کنید.
• پاداش باید عادلانه باشد.
جای دانش
آموزان در کلاس:
• همیشه برنامه مشخصی برای تعیین کردن جای دانش
آموزان در کلاس داشته باشید.
• وقتی دانش آموزان قبول کنند که طبق برنامه شما سر
کلاس بنشینند درواقع پذیرفته اند که دستور کار کلاس را شما تعیین می کنید.
•
دانش آموزان مشکل ساز را در همه کلاس پخش نکنید .
• اگر بخواهید دانش آموزان را
به صورت گروهی دور هم بنشانید باید برای انها حد و مرز تعیین کنید و اجازه ندهید پا
را فراتر از سطح معینی از رفتار اجتماعی بگذارند.
• هر چند وقت یک بار برنامه
نشستن آنها را تغییر دهید.
• دقت کنید دانش آموزانی که قدرت تمرکز کمتری دارند
نزدیک شما بنشینند و از جاهایی که موجب حواس پرتی آنها می شود مثل پنجره ها دور
باشند.
جای معلم در کلاس:
جای شما در کلاس
می تواند تاثیر زیادی در کارآیی شما داشته باشد.
• هنگام تدریس تمام مدت جلو
کلاس نباشید. اگر مدام جلو کلاس بایستید سایر نقاط کلاس به منطقه تحت کنترل دانش
آموزان تبدیل می شود.
• در تمام کلاس حرکت کنید تا نظارت خود را بر
تمام قسمتهای کلاس اعمال کنید.
• وقتی در جلو کلاس قرار می گیرید در یکی از
گوشه های کلاس بایستید.
• وقتی می خواهید رفتار دانش آموزی را اصلاح کنید برای
صحبت ابتدا به او نزدیک شوید هرگز سعی نکنید از دور این کار را بکنید.
• و دست
آخر اینکه: «هرگز به حریم فردی دانش آموزان تجاوز نکنید اگر بیش از حد به آنها
نزدیک شوید احتمال اینکه گفتگویی آرام در باره یک نکته انضباطی به برخوردی خشن و
شدید تبدیل شود به طور چشمگیری افزایش پیدا می کند».
شروع و پایان خوبی داشته
باشید:
نحوه شروع و تمام کردن درس بخش مهمی از مدیریت موثر رفتار را تشکیل
می دهد زیرا با این کار جو و فضای درس همان روز و روز بعد رااز قبل مشحص می
کنید.
• وقتی وارد کلاس می شوید با لبخند به دانش آموزان سلام کنید فعالیتهای آن
روز کلاستان را از قبل لیست کنید تا در زمانهای مناسب دانش آموزان بتوانند آن را
انجام دهند. با این کار یک فضای مثبت اجتماعی و کاری ایجاد می کنید.
• در آخر
درس چنانچه کلاس مطلوبی داشته اید به دانش آموزان بگویید از هم صحبتی و درس دادن به
آنها لذت برده اید به فعالیتهای موفقیت آمیز آن روز تاکید کنید و به مواردی که
پیشرفت خوبی نداشته اند نپردازید
• و دست آخر اینکه:«وقتی دانش آموزان از کلاس
بیرون می روند به هر کدام جمله مثبتی بگویید حتی یک لبخند ، و خدا حافظ هم بی تاثیر
نیست».
فضایی از رفتار خوب و پسندیده ایجاد
کنید:
• رفتار مودبانه هزینه ای ندارد اما مانند چسب اجتماعی خوبی
است که روز به روز افراد بیشتری را به هم پیوند می دهد .
• با رفتار خودتان همان
رفتار اجتماعی مناسبی را که از دانش آموزان توقع دارید به نمایش بگذارید .
• با
ملایمت رفتار دانش آموزانی که ادب را فراموش می کنند تصحیح کنید .
• و دست آخر
اینکه : «اگر مجبورید صحبتتان را با دانش آموزی قطع کنید تا رفتار نامناسب دانش
آموز دیگری را تصحیح کنید حتما از او عذر خواهی کنید».
سرمایه گذاری کنید تا سود ببرید:
یکی از اصول اولیه
روابط انسانی می گوید :همان چیزی را که می خواهید بگیرید بهتر است اول آن را
بدهید.
• اگر به آنها احترام بگذارید به احتمال زیاد به شما احترام خواهند
گذاشت.
• اگر تصمیم بگیرید با رفتاری آرام و منطقی نسبت به رفتار آنها عکس العمل
نشان بدهید احتمال اینکه با آانها رو در رو بشوید ضعیف است.
• اگر بپذیریم که
دانش آموزان انسان هستند ونه (ماشینهای یادگیری) احتمال اینکه روابط کاری بهتری با
آنها برقرار کنید بیشتر می شود.
• اگر رویکردی قاطع و در عین حال عادلانه در
مورد انضباط داشته باشید احتمال اینکه دانش آموزان مطابق انتظارات شما رفتار کنند
بسیار بیشتر می شود.
• و دست آخر اینکه : اگر وقتی حضور و غیاب میکنید با لبخند
و یک صبح بخیر دوستانه ورود دانش آموزان را به کلاس خوش آمد بگویید احتمال اینکه به
جای غرغر های معمول پاسخ دوستانه ای بشنوید بسیار بیشتر می شود.
اصول مدیریت رفتار با دانش آموز
1. برای بروز
رفتارهای خوب برنامه ریزی کنید
برنامه ریزی برای ایجاد زمینه هایی که دانش
آموزان بتوانند رفتارهای خوب از خود نشان بدهند دو عامل مهم پیشگیری و کاهش رفتار
نامناسب را در حالت تعادل نگه می دارد.
به جای اینکه روی اشتباه دانش آموز
تمرکز کنید اورا به سوی انتخاب رفتار مطلوب هدایت کنید.
2. رفتار و رفتار
کننده را از هم جدا کنید
هنگام روبرو شدن با رفتار نامناسب همیشه باید این نکته
را برای دانش آموز روشن کنید که انتقاد شما متوجه خود رفتار است و نه کسی که رفتار
از او سر زده است.به یاد داشته باشیم اشتباهی که دانش آموز می کند با شخصیت او یکی
نیست و اگر به او بر چسب
دانش آموز بد بزنیم اغلب باعث میشود که او از خودش
تصویر ذهنی ضعیفی بسازد
3. از زبان انتخاب استفاده کنید .
بر اساس اصولی
عادلانه به دانش آموزان اجازه بدهید از بین رفتارهایشان انتخاب کنند.به آنها کمک
کنید تا انتخاب مناسبی داشته باشند
بگذارید آنها نتیجه رفتاری را که انتخاب کرده
اند ببینند(پاداش ویا تنبیه )
.استفاده از جمله هایی که به دانش آموزان کمک کند
تا بین رفتارهایشان انتخاب کنند ممکن است در ابتدا به نظرتان عجیب و نامناسب برسد
اما باید مدام آنها را به کار ببرید تا در اثر تکرار این عبارت ها جزیی از گفتارتان
شود و به طور طبیعی آنها را به کار ببرید.
به تفاوت چشمگیر بین این دو جمله
توجه کنید:
رضا اگه بخوای همین طور حرف بزنی باید بری
تنها گوشه کلاس بشینی.
رضا اگه تصمیم بگیری وقتی که من درس می دهم همین طور حرف
بزنی یعنی تصمیم گرفته ای بروی تنها گوشه کلاس بشینی حالا از تو می خواهم درست
تصمیم بگیری. متشکرم.
معنی جمله اول این است :اگه کاری را که من می گویم
نکنی مجبورت می کنم .این جمله یک تهدید مستقیم است. اما معنی جمله دوم این است که
خودت مسئول اعمالت هستی و از تو می خواهم رفتار درست را
انتخاب کنی
4. فضایی سرشار از اعتماد و حمایت ایجاد کنید.
اعتماد پایه واساس
کلیه روابطی است که در آن حمایت متقابل وجود دارد. www.zibaweb.com
برای رسیدن به این هدف از شیوه های بسیاری می توانید
استفاده کنید مثلا:
• در موردمیزان صمیمیت با آنها حد و مرز های روشنی را
مشخص کنید و همیشه به آنها پایبند باشید.
• در نحوه بر خورد و میزان انتظارات
خود از دانش آموزان ثبات قدم داشته باشید.
• به تعهدات خودتان نسبت به آنها عمل
کنید از تک تک آنها در کلاس حمایت کنید در یادگیری به آنها کمک کنیدو.....
• به
تک تک آنها توجه کنید.
5 . الگوی همان رفتاری باشید که از دانش آموز انتظار
دارید
دانش آموزان در حال کسب آن مجموعه از مهارت های اجتماعی هستند که به کمک
آنها بتوانند انتخابهای رفتاری درستی داشته باشند به همین خاطر نیاز دارند که از
رفتار شما الگو بگیرند. نیازی نیست که شما یک الگوی عالی رفتاری باشید و هیچ
اشتباهی نکنید. .یک انسان معمولی که خطا می کند و به خاطر آنها عذر خواهی می کند
الگوی بسیار خوبی است.
6 .مسائل مهم را پی گیری کنید
مشخص کردن مسائل مهم
باعث می شود تا از تیز بینی بیمارگونه دور باشید ونخواهید اشتباهات دانش آموزان را
زیر ذره بین بگذارید وبا آنها برخورد کنید زیرا در این صورت به سرعت خسته می شوید و
فضایی بسیار پر تنش را در کلاس درس حاکم می کنید
7. دوباره ارتباط برقرار کنید و
رابطه را تصحیح کنید
فقط در صورتی می توانید روی رفتار دانش آموزان تاثیر مثبت
بگذارید که با آنها ارتباط داشته باشید. وقتی به دلیل انتخاب نامناسب رفتار دانش
آموز ضروری است او را تنبیه کنید نوعی احساس تنفر از شما در او به وجود می آید و
رابطه شما را دچار تنش میکند. باید مراقب باشید تا در اولین فرصت ممکن بعد از تصحیح
رفتار دانش آموز دوباره با او رابطه مثبت بر قرار کنید .
به یاد داشته باشید که
: «با این کار مستقیما رفتار خوب را به دانش آموز نشان میدهید».
برنامه انضباطی ده مرحله ای
مرحله اول:وقتی
دانش آموزان کار خوبی می کنند آنها را تشویق کنید.
مرحله دوم :از الگو سازی مثبت
استفاده کنید.
مرحله سوم :از روش نزدیک شدن به دانش اموز استفاده کنید
مثلا:متوجه می شوید یکی از دانش آموزان به کلاس بی توجه است بنابراین در کلاس قدم
می زنید و به تدریج به او نزدیک می شوید و در حالی که به سراغ او می روید از دانش
آموزانی
مشغول کار کلاسی هستند تعریف میکنید . این کار شما باعث میشود آن دانش
آموز به کار کلاسی برگردد.به محض اینکه این کار را کرد به او توجه کرده و از او
تعریف کنید.
مرحله چهارم : برای تصحیح رفتار دانش آموزان از آنها سوال
کنید.
مرحله پنجم : توصیه های خود را به صورت خصوصی بگویید.
مرحله ششم : اول
گفته دانش آموز را تایید کنید بعد اورا به مسیر درست هدایت کنید .
مرحله هفتم :
به روشنی قوانین کلاس را به دانش آموزان یاد آوری کنید. در یادآوری این قوانین از
عبارت قوانین ما استفاده کنید.
مرحله هشتم : انتخاب روشنی پیش پای دانش آموز
بگذارید.
مرحله نهم : طبق توافق نسبت به رفتار نا شایست دانش آموز واکنش نشان
بدهید .
مرحله دهم : از شیوه های اخراج از کلاس استفاده کنید.
ملاحظات مربوط به اخراج دانش آموز از کلاس
• مسلما
اخراج از کلاس جدی ترین عملی است که بر اساس شرایط کلاس انجام می دهید باید این کار
را با احتیاط انجام داد در غیر این صورت تاثیر چندانی نخواهد داشت. تنها موقعیتی که
از شیوه های دیگر استفاده نمی شود و مستقیما شیوه اخراج اجرا می شود وقتی است که
رفتار یک دانش آموز سلامت همکلاسی هایش را به خطر می اندازد در چنین موردی استفاده
از این روش هرگز نشانه ضعف شما نیست بلکه جزئی از برنامه انضباطی شما می باشد.و
باید همیشه نکاتی را در این مورد در نظر گرفت.بهترین کار این است که از طریق بحث و
گفتگو با تمام معلمان و مسئولین مدرسه به پرسشهای زیر پاسخ داد و روشهای مورد توافق
را به کار گرفت.
• چه نوع رفتارهایی اخراج دانش آموز را از کلاس ضروری می کند
.آنها را لیست کنید؟
• به هنگام اخراج از چه نوع جمله های باید استفاده کرد؟
• چطور باید دانش آموز را از کلاس بیرون کرد؟
• و دست آخر اینکه : «اگر
دانش آموز از کلاس بیرون نرفت چه باید کرد و از چه کسی میتوان کمک گرفت»؟
•
دانش آموز پس از اخراج باید کجا برود؟
• نقش کسی که او را پس از اخراج تحویل می
گیرد چیست؟
• چه نکاتی باید در پرونده دانش آموز درج شود؟
• به چه کسی باید
اخراج دانش آموز را اطلاع داد؟
• و دست آخر اینکه :« اگر مجبور شوید دانش آموزی
را مرتب از کلاس بیرون کنید چه باید کرد»؟
اخراج از کلاس اولین پیامد بد رفتاری
دانش آموز است. بنابر این نقش معلم پس از اخراج دانش آموز به عنوان کسی که مجری این
کار بوده است بسیار حیاتی است.پس از اخراج باید در اولین فرصت با دانش آموز حرف
بزنید و
• در مورد اینکه اگر این رفتار بار دیگر تکرار شد چه تصمیم بهتری می شود
گرفت با هم صحبت کنید.
• به او نشان بدهید که از او هیچ دلخوری ندارید و جلسه
بعد همه چیز مثل روز اول خواهد بود.
• برای جبران کلاسی که از دست داده بر نامه
ریزی کنید .
• هر رفتار بهتری که او می تواند در چنین
مواقعی داشته باشد به او یاد بدهید .
• ارتباط عادی را با او از سر بگیرید و
اگر دلخوری یا ناراحتی پیش آمده آن را رفع کنید .
این نکته نیز بسیار مهم است که
اخراج دانش آموز را به والدین او ناظم و مدیر مدرسه هم اطلاع دهید .
مجهز کردن
جعبه ابزارمدیریت رفتار دانش آموزان مانند جعبه ابزار است به این معنا که همیشه به
یاد داشته باشید برای اداره کلاس در هر موردی همیشه یک راه حل یا یک شیوه ثابت وجود
ندارد.این جمله را با خودتان تکرار کنید :وقتی یک روش جواب نمی دهد آن را کنار
بگذار و از روش دیگری استفاده کن مثل استفاده از جعبه ابزار.معلمان کارآمد قبل از
دست بردن در جعبه ابزارشان ابتدا ویژگی ها و شرایط کلاس را می سنجند و بر اساس آن
مناسبترین مهارت یا شیوه عمل را انتخاب می کنند .که به
نمونه هایی از آن اشاره می شود:
• به هنگام توصیه به دانش آموزان به
جای (لطفا) در اول جمله از واژه (ممنونم )در پایان جمله استفاده کنید.مثال:
رضا
(مکث )خودکارت را روی میز بذار وبه من نگاه کن .ممنونم..
وقتی در آخر جمله از
واژه (متشکرم ) استفاده می کنید در واقع می گویید ( آنقدر مطمئنم در خواستم را
انجام می دهی که از قبل ،از تو تشکر می کنم.)
• پس از اینکه دستور شفاهی قاطع
خود را که با (ممنونم ) تمام شده صادر کردید لازم است دیگر گفتگوی انضباطی را ادامه
ندهید و در عوض کارهای زیر را انجام دهید : دیگر به دانش آموز نگاه نکنید ، از او
دور شوید وبه سایر دانش آموزان بپر دازید، به سراغ دانش آموزانی بروید که کارشان را
خوب انجام می دهند و وقت تان را صرف آنها کنید.
• این روش شما که جزء ابزارهای
جعبه ابزار مدیریت شماست به معنی نادیده گرفتن رفتار نامناسب نیست بلکه به این معنی
است که تصمیم می گیرید:
1- کدام رفتارهای دانش آاموزان را
می شود نادیده گرفت و برای چه مدت ؟
2- در چه مواقعی باید آنها را نادیده گرفت؟
(اغلب وقتی همه کلاس متوجه این موضوع می شوند مناسب است.)
• گاهی اوقات
وقتی مدام از دانش آموزان بدرفتاری می بینیم وسوسه می شویم عصبانیت و سر خوردگی خود
را با سخنرانی کردن خالی کنیم اما باید جلوی این نوع وسوسه ها را بگیریم و خیلی
مختصر و مفید حرفمان را بزنیم زیرا دستورهای کوتاه وصریح باعث می شود که دانش
آموزان روی موضوع اصلی تمرکز کنند و مشکل را به راحتی تشخیص دهند و بتوانند مشکل را
حل کنند. www.zibaweb.com
• با بد رفتاری دانش آموزان مانند اشتباهی که به راحتی
قابل اصلاح است برخورد کنید .راه موثر و مسالمت آمیزی که برای این کار وجود دارد
این است که به آنها توضیحی کوتاه در باره مشکل بدهید بدون اینکه کسی را مقصر بدانید
و سر زنش کنید.
• در صحبت با دانش آموزان به جای فعلهای منفی از فعل های مثبت
استفاده کنید.همیشه به جای اینکه به دانش آموز بگویید چه کاری را نکند به او بگویید
چه کاری را بکند. (مثال ) احتمال موثر بودن جمله ( رضا از تو می خواهم بگیری بشینی.
متشکرم. )به مراتب بیشتر از جمله ( رضا لطفا توی کلاس راه نرو..)
• از دادن
اخطارهای مکرر خودداری کنید زیرا با این کار دانش آموزان را تشویق می کنید که پا را
از حد خود فراتر بگذارند. مسلما این نوع اخطارها کار ساز نیست: (رضا ! این سومین
اخطار نهاییه که دارم به تو می دهم! )
• اگر خطر اینکه دانش آموز با رفتار
نامناسبش به خودش یا دیگران صدمه ای وارد کند وجود ندارد اصراری به دنبال کردن فوری
توصیه تان نداشته باشید. اگر به دانش آموز فرصت کوتاهی برای این کار بدهید احتمال
اینکه بین شما واو بر خوردی پیش بیاید را کاهش می دهید و در عین حال به او اجازه می
دهید که در حضور هم کلاسیهایش وجهه خود را حفظ کند.
• وقتی دانش آموزی می گوید
:مگه زوره ! یا ( نمی تونی به من زور بگی ! ) بسیاری از معلمان احساس ناتوانی می
کنند و تسلیم ندای درونشان می شوند که می گوید : من نمی تونم؟ حالا نشونت می دهم .
مسلما پاسخ دادن به این ندای درونی هیچ سودی ندارد و فقط باعث درگیری و برخورد بین
معلم و دانش آموز لجوج می شود .واقعیت این است که شما نمی توانید دانش آموزان را
وادار به انجام کاری کنید. اما از این واقعیت می توانیم به نفع خودمان استفاده کنیم
. به این ترتیب که :«ابتدا گفته آنها را تایید کنیم و بعد بگوییم که انتظار داریم
رفتار درستی را که ما توصیه می کنیم انتخاب کنند».
• بعضی دانش آموزان خیلی زود
می فهمند که می توان با رفتارهای نامناسب توجه کامل شما را به خودشان جلب کنند.
برخی دیگر اگر پس از صحبت در باره رفتار نامناسبشان همچنان آنها را زیر ذره بین
بگذارید احساس می کنند مورد تهدید قرار گرفته اند. در هر صورت موثر ترین شیوه این
است که توجه تان را هر چه سریع تر از رفتار نامطلوب دانش آموز به چیز دیگری معطوف
کنید.
• برای اینکه دانش آموز بتواند رفتارش را متوقف کند و در باره رفتار
دیگری فکر و سپس عمل کند به زمان نیاز دارد . اگر برای انجام این فرایند به او فرصت
لازم را بدهید احتمال اینکه به توصیه تان عمل کند و رفتار مطلوب را انتخاب کند
افزایش
می دهید.www.zibaweb.com
• یکی از عوامل موثر در مدیریت رفتار
استفاده از سوالاتی است که بتواند توجه دانش آموز را جلب کند. این پرسشها
باعث
می شود که دانش آموز بدون آنکه احساس گناه کند مسئو لیت رفتارش را به عهده
بگیرد. به ندرت پیش می آید که دانش آموز به (( چرا ))های شما جواب های با ارزشی
بدهند. بهتر است توجه دانش آموزان را با ((چه))پرسیدن به درس برگردانید. مثال: معلم
: رضا !می بینم از سر جات بلند شدی . داری چه کار می کنی؟ رضا : هیچی. معلم : الان
باید چه کار کنی ؟ رضا: نمی دونم . معلم : باید تمرین شماره دو کتاب را حل کنی
تصمیم بگیر ، این تمرین را حل کنی . ممنونم.
خلاصه
مطلب
داشتن رفتار مناسب را مهمترین وظیفه خود
بدانید و آن را در راس امور قرار دهید .
برای دانش آموزان فعالیتهای روز مره
روشن تعیین کنید و از این عمل برای مدیریت بهتر کلاس درس استفاده کنید.
به
دانش آموزان به طور فعال مسئو لیت هایشان را آموزش دهید.
حتی وقتی رفتار دانش
آموزی مناسب نیست رفتارتان طوری باشد که حقوق اساسی خودتان و او را حفظ کنید.
به دانش آموز مرتبا باز خورد رفتار مناسبش را بدهید. برای این کار رفتار او را با
استفاده از واژه های مثبت توصیف کنید.
به دانش آموزان یاد بدهید که به دستورها
و توصیه هایتان توجه کنند.
آگاهانه از حرکات و اشاره هایی استفاده کنید که
اقتدار و اعتماد به نفس شما را نشان می دهد.
از روشهای مسالمت آمیز استفاده
کنید.
انتخاب های رفتاری روشنی در اختیار آنها قرار دهید تا برای تسلط روی
رفتارشان تشویق شوند.
از تمر کز بیش از حد روی رفتارهای نامناسبی که از دانش
آموزان سر می زند خود داری کنید.
از عزت نفس دانش آموزان حمایت و محافظت
کنید.
رفتار نامناسب را از رفتار کننده جدا کنید .
به دانش آموزان فرصت
بدهید تا بر رفتارشان مسلط شوند و بتوانند به توصیه های شما پاسخ مناسب بدهند.
با قاطعیت موضوعات مهم را پیگیری کنید ولی نه با بی رحمی .
مدام روابط کاری
تان را با دانش آموزان هر چه بیشتر مستحکم کنید.
موقع عصبانیت قضاوت نکنید . قبل
از آرام کردن دیگران خودتان را آرام کنید.
نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 ساعت 21:30 |
لینک ثابت |
باسلام خدمت همکاران محترم
در آستانه بازگشایی مدارس هستیم وقطعاباید باتلاش مضاعف و با برنامه های جدید به فعالیت بپردازیم
یادم هست در سال 1386از سوی معاونت برنامه ریزی وتوسعه مدیریت بحثی مطرح شد به نام مدارس بهره ور
نیازامروز .حال سرنوشت این بحثها به کجا انجامیده است نمی دانم مهم نیست ولی چون یک نیاز ضروری
است سعی نموده ام خلاصه ای ازآن را ذکر نمایم امیداست مورد استفاده قرار گیرد
مدرسهي بهرهور نياز امروز
معاونت برنامهريزي و توسعهي مديريت
«مبنا» چيست؟
تاكنون مفاهيم گوناگون و بسياري براي توضيح و تشريح هر چه بيشتر اهداف
مدرسه به كار گرفته شده است. اين مفاهيم با رشد و گسترش دانش، توسعه يافته و
كاملتر شدهاند، به طوري كه مفاهيمي همچون «مدرسه رشد دهنده» و «مدرسه
فرهنگپذير» براساس نيازها و ضرورتهاي زندگي امروزي به «مدرسه بهرهور» تغيير
نام دادهاند.
«مدرسهي بهرهور؛ نياز امروز»، طرح فعاليتهاي نوين براي ايجاد و
تغيير نگرش نسبت به فعاليتها و خدماتي است كه در مدرسه انجام ميشود و به
افزايش مهارتها و توانمنديهاي دانشآموزان در زمينههاي گوناگون ميپردازد.
مهارتها و توانمنديهاي دانشآموزان افزايش نخواهد يافت، مگر با تسهيل و تسريع
فرآيند ياددهي- يادگيري. بنابراين، هسته مركزي مدرسه بهرهور، تسهيل و تسريع
فرآيند ياددهي- يادگيري و به كارگيري تمامي امكانات و منابع موجود در اين
مسير است به طوري كه هدف تمامي فعاليتهايي كه در مدرسه انجام ميشود، ارتقاي
مهارتها و توانمنديهاي دانشآموزان از طريق ايجاد قابليتهاي زير در آنان
است:
1- استفاده از آموختهها براي زندگي بهتر و اعتلاي فردي و
اجتماعي.
2- استقلال عمل و تصميمگيري در شرايط سخت.
3- جوياي علم و دانش بودن (لذت از يادگيري).
4- مسؤوليتپذيري.
5- ابتكار و خلاقيت.
6- داشتن نگرش «امروز بهتر از ديروز» و «فردا بهتر از امروز».
7- احساس ارزشمندي.
اهميت و ضرورت آغاز حركت بهرهوري از مدرسه
آغاز حركت بهبود مستمر و ارتقاي بهرهوري از دوران مدرسه، ضرورت و
اهميت ويژهاي دارد كه مهمترين آنها عبارتند از:
1- آموختن شيوههاي گوناگون بهبود مستمر و ارتقاي بهرهوري در دوران
مدرسه، به نهادينه كردن فرهنگ بهرهوري، كمك بسيار زيادي ميكند.
2- از به هدر رفتن منابع انساني و مالي، دوبارهكاريها، تاخيرها و
تعللها جلوگيري ميكند.
3- توانمنديهايي در كاركنان و دانشآموزان ايجاد ميكند تا آنها
بتوانند در موقعيتهاي واقعي زندگي، از مهارتهاي آموختهشده استفاده
نمايند.
4- به دليل جوان بودن جمعيت كشور، تعداد مدارس بسيار زياد و جمعيت
دانشآموزي بسيار بزرگ است، در نتيجه بهبود بهرهوري در مدارس كمك بزرگي به
رشد و توسعه اقتصاد كشور خواهد كرد.
5- افت تحصيلي دانشآموزان كاهش چشمگيري خواهد داشت.
اهداف مدرسهي بهرهور
1- ارتقاي كيفيت تمامي فعاليتهاي مدرسه در جهت افزايش توانمنديها و
مهارتهاي دانشآموزان.
2- استفاده بهينه از امكانات، منابع و ظرفيتهاي موجود به منظور تسهيل
و تسريع فرآيند ياددهي- يادگيري براي دانشآموزان.
3- افزايش تعهد و مسؤوليتپذيري تمامي كاركنان و دانشآموزان در جهت
بهبود مستمر و ارتقاي كيفيت و بهرهوري.
4- استفاده از ظرفيتها و توانمنديهاي دانشآموزان در جهت حل
مشكلات آنها.
5- نهادينهسازي فرهنگ بهبود مستمر و ارتقاي كيفيت در كاركنان و
دانشآموزان.
6- همسويي توانمنديهاي دانشآموزان با نيازهاي آنها و جامعه.
ويژگيهاي كليدي مدرسهي بهرهور
يادگيري، فعاليتي بسيار پيچيده است و نيازمند ساختار و فرآيندهاي
كارآمد، تعاملهاي مثبت ميان دانشآموزان با يكديگر، با معلم و جامعه
ميباشد.
بنابراين، ويژگيهاي مدارس بهرهور عبارتند از:
1- استفاده بهينه از تمامي امكانات و ظرفيتها در جهت تسريع و تسهيل
يادگيري و افزايش توانمنديها و مهارتهاي دانشآموزان.
2- استفاده بهتر از تمامي امكانات و ظرفيتهاي مدرسه در جهت افزايش
طول عمر و كاربري يادگيري در زندگي واقعي دانشآموزان.
3- ارتباط محتواي آموزشي، برنامهي درسي و موضوعات درسي با نيازها و
خواستهاي دانشآموزان و جامعه.
4- همسويي راهكارهاي ايجاد توانمنديها در دانشآموزان با نيازهاي
آنها.
5- تدوين اهداف كوتاهمدت و بلندمدت به منظور برنامهريزي براي
بهبود تمامي فعاليتهاي مدرسه، به ويژه ايجاد فضاي مناسب براي يادگيري.
6- حذف تمامي فعاليتهايي كه در جهت اهداف مدرسه نميباشند.
7- وجود آموزشهاي لازم در جهت تفكر و بهبود مستمر و ارتقاي
بهرهوري.
8- دانشافزايي مستمر كاركنان در جهت تسهيل و تسريع يادگيري
دانشآموزان.
20 توانمندي مدرسهي بهرهور
مسلماً ارتقاي كيفيت و بهرهوري مدرسه، نيازمند وجود توانمنديهاي
گوناگون از جمله برخورداري از كاركنان خلاق و هوشمند است. مدرسه بهرهور بايستي
از 20 توانمندي زير برخوردار باشد.
برنامهريزي
1- تدوين برنامهي بلندمدت و كوتاهمدت.
2- برنامهريزي دقيق و به موقع براي تمامي فعاليتهاي مدرسه.
3- برنامهريزي دقيق درسي.
4- تدوين برنامهها و اهداف بهبود مستمر و ارتقاي كيفيت براي تمامي
فعاليتهاي مدرسه به ويژه فرآيند تدريس و يادگيري.
5- تعيين و اولويتبندي مواردي كه بهبود آنها، ضروري است.
ارتقاي مهارتها و توانمنديهاي كاركنان
6- ارتقاي مستمر توانمنديها و مهارتهاي كاركنان در جهت اهداف
مدرسه، كار گروهي و مشاركت در فعاليتهاي مدرسه.
7- نظارت در نحوه به كارگيري توانمنديها و مهارتهاي كسبشده در
جهت اهداف.
8- كنترل كيفيت و چگونگي انجام امور.
ارتقاي كيفيت و توسعهي برنامهي درسي
9- بازنگري و اصلاح مستمر برنامهي درسي
10- انطباق برنامههاي درسي با نيازهاي دانشآموزان
11- به كارگيري تمامي منابع و امكانات، به ويژه منابع انساني در جهت
ارايه برنامهي درسي مطابق با شرايط دانشآموزان
فرهنگسازي
12- ايجاد جو مشاركتي و كار گروهي در زمينهي بازنگري و اصلاح
فعاليتهاي مدرسه ميان كاركنان با يكديگر و كاركنان با دانشآموزان.
13- نهادينهسازي فرهنگ بهبود مستمر و ارتقاي كيفيت به عنوان شيوهاي
براي زندگي و كار، در كاركنان و دانشآموزان.
14- نهادينهسازي فرهنگ مسؤوليتپذيري، تعهد و پاسخگويي در كاركنان
و دانشآموزان.
15- بازنگري و اصلاح امور.
16- ايجاد تغييرات سريع و بهنگام.
به كارگيري و استفاده از منابع
17- استفاده بهينه از منابع و امكانات مالي و انساني موجود.
18- جلوگيري از دوبارهكاريها، تأخير و تعللها، ضايعات و به هدر
رفتن منابع و امكانات.
19- به كارگيري مهارتها و توانمنديهاي كاركنان و دانشآموزان در
جهت حل به موقع و هوشمندانه مشكلات.
20- جلوگيري از تخصيص منابع به فعاليتهايي كه در جهت اهداف قرار
ندارند.
چگونه ميتوان بهرهوري در مدرسه را افزايش
داد؟
ارتقاي بهرهوري در مدرسه مستلزم:
الف) تعهد و مسؤوليتپذيري كاركنان و دانشآموزان به اجراي راهكارهاي
بهبود مستمر و ارتقاي بهرهوري.
ب)نهادينهسازي فرهنگ بهبود مستمر و ارتقاي كيفيت تمامي فعاليتهاي
مدرسه.
پ)بازنگري تمامي فعاليتها به منظور حذف، ادغام يا ايجاد فعاليتهاي
جديد در جهت افزايش توانمنديها و تسهيل فرآيند ياددهي- يادگيري براي
دانشآموزان.
ت)بازنگري در چگونگي استفاده از منابع و امكانات موجود در جهت
افزايش كارآيي مدرسه.
ث)تدوين برنامههاي كوتاهمدت و بلندمدت براي ارتقاي كيفيت و
بهرهوري مدرسه و اجرا و بازنگري آنها.
ج)استفاده از مهارتها و توانمنديهاي كاركنان و دانشآموزان در جهت
بازنگري برنامهها و فعاليتهاي مدرسه.
چ)ارايه آموزشهاي لازم به كاركنان و دانشآموزان در زمينه راهكارهاي
بهبود مستمر، ارتقاي كيفيت و بهرهوري.
ح)ايجاد انگيزه براي بهرهگيري مطلوب از امكانات و توانمنديها؛
میباشد.
ويژگيهاي مدير بهرهور
ارتقاي كيفيت و بهرهوري در مدرسه، علاوه بر وجود جو و فضاي مناسب
براي تغيير نظاممند؛ بيشك نيازمند مديريت هوشمندانه است. از همينرو، مدير
مدرسه بهرهور، علاوه بر ويژگيهاي شخصيتي و رهبري خلاق، بايستي ويژگيهاي زير را
دارا باشد:
1- خلاقيت و نوآوري در جهت بهبود مستمر تمامي فعاليتهاي مدرسه؛ به
ويژه تسهيل و تسريع يادگيري، آموزش و توسعه كاركنان و شيوههاي بهتر انجام
امور.
2- انعطافپذيري، سرعت عمل، انطباق سريع و به موقع با شرايط و
موقعيتهاي جديد.
3- توانمندي در برنامهريزي دقيق، به موقع و تعيين اهداف و
اولويتهاي مدرسه و همچنين ويژگيهايي كه بايستي در دانشآموزان ايجاد
شود.
4- به كارگيري و تخصيص اثربخش تمامي امكانات و منابع موجود در جهت
اهداف و براي تسهيل فرآيند ياددهي- يادگيري.
5- استفاده اثربخش از مهارتها و توانمنديهاي كاركنان و دانشآموزان
در جهت رفع مشكلات و موانع در مسير ارتقاي كيفيت و بهبود بهرهوري.
6- جلوگيري از تلفات، ضايعات، دوبارهكاريها و پيشگيري از بروز مجدد
مشكلات.
7- توانايي تصميمگيري در مواقع بحراني.
8- تعهد، مسؤوليتپذيري و پاسخگويي نسبت به تمامي فعاليتها و
برنامههاي مدرسه.
9- استفادهي بهينه از زمان و وقتشناسي و موقعيتنگري.
10- رهبري فرآيندهاي بهبود و ارتقاي كيفيت و بهرهوري.
11- ايجاد فضايي مناسب براي همكاري و مشاركت كاركنان و
دانشآموزان.
12- توانايي جلب مشاركت و همكاري كاركنان و دانشآموزان براي حل
مشكلات.
ويژگيهاي معلم بهرهور
1- احساس تعهد و پذيرش مسؤوليت تمامي فعاليتهايي كه در كلاس انجام
ميشود.
2- داشتن انگيزه، اعتماد به نفس، شوق و علاقهي وافر به تدريس.
3- شناخت كامل از نحوهي يادگيري دانشآموزان.
4- استفادهي بهينه از زمان.
5- توانايي بازنگري و اصلاح فعاليتهايي كه در كلاس انجام ميشود؛ در
جهت بهبود مستمر اين فعاليتها.
6- خلاقيت و نوآوري در تدريس و ايجاد محيطي پرتحرك و نشاطآور براي
دانشآموزان.
7- به كارگيري راهكارهاي مناسب در جهت ارتباط محتواي آموزشي با زندگي
دانشآموزان.
8- تلاش در جهت افزايش طول عمر و به كارگيري دانشِ آموختهشده توسط
دانشآموزان.
9- جلوگيري از تمامي اموري كه به نحوي فرآيند يادگيري را براي
دانشآموزان دشوار ميسازند.
10- داشتن دانش عميق از موضوعات درسي و به روز نمودن مداوم
آنها.
ويژگيهاي دانشآموز بهرهور
1- اشتياق، علاقه و ميل وافر به يادگيري.
2- احساس لذت از يادگيري و كنجكاوي براي كشف چيزهاي جديد.
3- مسؤوليتپذيري.
4- مشاركت فعال در رفع مشكلات و مسايل مدرسه.
5- وقتشناسي و خودانضباطي.
6- احساس غرور، ارزشمندي و اعتماد به نفس.
7- تعامل فعال با معلم و همكلاسها.
8- ارزش قايل شدن و احترام گذاشتن به كاركنان و همكلاسها.
9- استفاده از قابليتها و توانمنديهاي آموخته شده در زندگي و شغل
آينده.
10- توانايي ارزيابي فعاليتهاي يادگيري و برنامهريزي براي بهبود
آنها.
مدل جامع بهرهوري در مدرسه
فرهنگ مسؤوليتپذيري، تعهد و پاسخگويي، بهبود مستمر و ارتقاي كيفيت و
بهرهوري
برنامهي درسي
آموزشهاي عمومي، تخصصي و فني- حرفهاي در زمينهي بهبود مستمر،
ارتقاي كيفيت و بهرهوري.
آموزش و تربيت در زمينهي:
راهكارهاي بهبود مستمر سنجش عملكرد، برنامهريزي براي بهبود
فعاليتها، ارتقاي كيفيت و بهبود بهرهوري.
ساختار فيزيكي و فضاي مناسب
موقعيت، شرايط و فضاي كلاس درس و مدرسه؛ سازماندهي كاركنان.
سنجش و ارزيابي
جمعآوري دقيق دادهها، شواهد و مدارك لازم از وضعيت موجود، براي
استفاده در فرآيند بهبود و ارتقاي كيفيت.
مراحل بهبود كيفيت و ارتقاي بهرهوري مدرسه
بهبود كيفيت و ارتقاي بهرهوري در مدارس، مستلزم برداشتن گامهاي
مستمر و متوالي است، چرا كه حركت بهرهوري، حركتي پويا و مستمر است و هرگز
نميتواند به صورت آني و مقطعي اجرا گردد.
به همين دليل، نخستين گام در مسير ارتقاي كيفيت و بهرهوري، آموزش و
فرهنگسازي است. در اين مرحله، از طريق آموزش مفاهيم و رويكردهاي گوناگون بهبود
مستمر و ارتقاي بهرهوري به كاركنان و دانشآموزان، آنها با اين مفاهيم آشنا
ميشوند.
دومين گام، انتخاب يكي از حوزهها يا مسايل مشكلآفرين و بازنگري و
تدوين برنامهي بهبود براي آن است.
گام سوم، اجراي برنامهي بهبود و سپس بازنگري مجدد برنامه اجراشده
به منظور بهرهگيري از نتايج و تجارب به دست آمده براي بهبود فرآيندهاي بعدي
است.
به منظور پيگيري مستمر حركت ارتقاي كيفيت و بهرهوري در مدارس، متعهد
بودن مديران ارشد به اهداف، بسيار مهم است.
البته حركت بهرهوري نيز همچون تمامي فعاليتهاي ديگر، نيازمند
بازنگري و اصلاح است.
ام خلاصه ای از مباحث مطرح شده را ذکرنمایم و انتظار دارم که همه ما بخصوص دست
اندرکاران مسئول ومدیران مدارس اهتمام جدی در اجرای آن بعمل آورند
نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 ساعت 21:15 |
لینک ثابت |
باتسلیت بیستمین سالگرد عروج ملکوتی امام خمینی (ره) از دیوان اشعار امام شعر مشهوری انتخاب که همراه با جواب زیبای خلف صالح ایشان مقام معظم رهبری آورده می شود جهت شادی روح امام وفرزندان گرامی وهمسر باوفای ایشان صلوات برمحمدوآل محمد
امام خمینی (ره)
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم بيمـار تـو را ديـدم
و بيمار شدم
فارغ از خود شدم و كوس اناالحق بزدم
همچو منصور خريدار سر دار
شدم
غم دلدار فكنده است به جانم، شررى
كه به جان آمدم و شهره بازار
شدم
درِ ميخانه گشاييد به رويم، شب و روز
كه من از مسجد و از مدرسه، بيزار
شدم
جامه زهد و ريا كَندم و بر تن كردم
خرقه پير خراباتى و هشيار شدم
واعظ
شهر كه از پند خود آزارم داد
از دم رند مى آلوده مددكار شدم
بگذاريد كه از
بتكده يادى بكنم
من كه با دست بت ميكده بيدار شدم
مقام معظم
رهبری:
تو كه خود خال لبی از چه گرفتار شدی
تو طبيب همه ای از چه تو بيمار
شدی
تو كه فارغ شده بودی ز همه كان و مكان
دار منصور بريدی همه تن دار
شدی
عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر
ای كه در قول و عمل شهره بازار
شدی
مسجد و مدرسه را روح و روان بخشيدی
وه كه بر مسجديان نقطه پرگار
شدی
خرقه پير خراباتی ما سيره توست
امت از گفته در بار تو هشيار شدی
واعظ
شهر همه عمر بزد لاف منی
دم عيسی مسيح از تو پديدار شدی
يادی از ما بنما ای
شده آسوده ز غم
ببريدی ز همه خلق و به حق يار شدی
نوشته شده توسط علیرضا در جمعه پانزدهم خرداد 1388 ساعت 12:8 |
لینک ثابت |
علیرضاعلی احمدی درجلسه مشترک مسئولان وزارت آموزش و پرورش با فراکسیون فرهنگیان مجلس شورای اسلامی که شب گذشته در باشگاه فرهنگیان برگزار شد با اشاره به بودجه وزارت آموزش و پرورش در سال 1388، کسریهای این وزارتخانه و اعتمادسازی در این زمینه بین نمایندگان مجلس و دولت گفت: حل مسائل مربوط به نظام تعلیم و تربیت در کشور که آموزش و پرورش نیز یکی از زیرمجموعه های آن است نیاز به عزم ملی دارد و این امر محقق نمی شود مگر اینکه دیدگاههای هم راستایی در این باره وجود داشته باشد.
وی به سخنان یکی از نمایندگان مجلس مبنی براینکه در فراکسیون فرهنگیان مجلس شورای اسلامی 42 معلم حضور دارند اشاره کرد وگفت: اگر این این افراد دیدگاههایشان هم راستا باهم باشد و با دولت همخوانی داشته باشد می توان راه حل مشترکی برای حل مسائل آموزش و پرورش پیدا کرد در حالی که هم اکنون این انسجام فکری وجود ندارد.
وزیر آموزش و پرورش با انتقاد از اینکه حتی دیدگاه های مسئولان کشور درباره سرمایه گذاری در آموزش و پرورش هم یکی نیست گفت: ایران کشوری است که تاکنون دولتی اداره شده و حالا هم که وارد دوران گذر از نظام مدیریتی دولتی به نظام مدیریتی دولت مردمی شده است آموزش و پرورش از آن فاصله دارد. در این باره دیدگاهها سنتی اداره مدارس به شیوه دولتی تا غیردولتی وجود دارد که بسیار از هم متفاوت است که این دیدگاه ها به نوبه خود تبعات متفاوتی هم خواهد داشت.
علی احمدی تاکید کرد: ما نیاز داریم که در این زمینه دیدگاههای مشترکی داشته باشیم و چون هم اکنون این دیدگاه وجود ندارد نمی توانیم عزم ملی داشته باشیم و بسیاری از مصوبات را پیاده سازی کنیم.
تعطیلی مدارس غیردولتی به علت هزینه های سنگین
وی در ادامه خواهان همکاری مجلس برای رشد مدارس غیردولتی شد و تصریح کرد: در آموزش و پرورش حتی فرهنگ رشد مدارس غیردولتی وجود ندارد و بنده نیز یک تنه نمی توانم در این زمینه کاری انجام دهم . وزیر آموزش و پرورش با اشاره به وجود صندلیهای خالی در مدارس غیردولتی گفت: من باور ندارم که 7 درصد از مدارس ما غیردولتی هستند. حتی بسیاری از این مدارس هم صندلی خالی دارند و خرده خرده به علت هزینه های سنگین و... رو به تعطیلی هستند.
عده ای معتقدند که آموزش و پرورش را با بدهی باید جلو برد
علی احمدی با انتقاد دوباره از وجود دیدگاههای متفاوت درباره کسری بودجه اظهار داشت: عده ای می گویند که بگذارید آموزش و پرورش بدهی داشته باشد و به همین روش اداره شود تا در طول سال این مشکل حل شود در حالی که من می خواهم در این باره دیدگاه های قانونی و آنچه را که بر مصلحت نظام است پیاده کنم.
وزیر آموزش و پرورش تاکید کرد: باید این دیدگاه های متفاوت وحدت پیدا کنند تا مشکلات کسری بودجه حل شود.
ضعف شدید سیستم آموزش و پرورش در ارائه آمار و ارقام
وی درباره اعتمادسازی آموزش و پرورش دربحث اعداد و ارقام بودجه این وزارتخانه گفت: اعتماد سازی به آمار و ارقام دقیق نیاز دارد که بضاعت سیستم آموزش و پرورش در این حوزه آمار و اطلاعات محدود است و آماری که وجود دارد با مشکلات اساسی روبرو است.
وزیر آموزش و پرورش مثالی را در این زمینه آورد و گفت: وقتی قصد درجه بندی مدارس را داریم و تعداد دانش آموزان یک مدرسه را می خواهیم اشتباه گزارش می دهند تا بتوانند نیروی بیشتری را برای تسهیل امور مدرسه خود جذب کنند یا ابتدای مهر یک آماری گزارش می دهند و در زمان امتحانات طور دیگری تعداد دانش آموزان خود را عنوان می کنند.
عدم به روز رسانی سیستم بکفای آموزش و پرورش طی 15 سال گذشته
علی احمدی با اعلام اینکه سیستم بکفای آموزش و پرورش از سال 72 تاکنون به روز نشده و این سیستم با مشکلات متعددی روبرو است افزود: چون این سیستم طی سالیان گذشته به روز نشده حتی آمار دقیقی از مدارس نداریم و آیا شما باور می کنید که من آمار دقیقی از تعداد مدارس و دانش آموزان نداشته باشم. اینها واقعیتهای تلخی است که در آموزش و پرورش وجود دارد.
وی مشکل آمار و ارقام را مختص به آموزش و پرورش ندانست و گفت: حتی وقتی که می خواستیم سرانه دانشجویی را برآورد کنیم هم این مشکل وجود داشت و ما را با دردسرهایی مواجه کرد. وزیر آموزش و پرورش به آمار نامعلوم تعداد بی سوادان در کشور اشاره کرد و گفت: با اینکه مرکز آمار باید تعداد بی سوادان را طی سرشماری به آموزش و پرورش اعلام کند اما هیچگاه به این تعهد خود عمل نکرده و ما حتی آمار واقعی در این زمینه نداریم. علی احمدی ادامه داد: به طور مثال همکاران ما امروز از خراسان شمالی آماری را از تعداد بی سوادان جمع آوری کرده اند که با آمارهای موجود متفاوت است. وزیر آموزش و پرورش درباره صراحت بیان خود درباره واقعیت های موجود در آموزش و پرورش گفت: یکی مثل من این حقایق را عنوان می کند و یکی دیگر با عنوان مصلحت نظام سکوت می کند.
حتی 10 فرهنگی هم راضی به دریافت سهام به جای پاداش نیستند
به گزارش خبرنگار مهر، علی احمدی درباره کسری بودجه و دیدگاه های متفاوت در این موضوع توضیح داد و گفت: کمیسیون دیون به ما اعلام می کند که اقلام مورد نیاز در مدارس را اگر بودجه داریم خریداری کنیم در غیر این از این امر اجتناب کنیم؛ اما واقعیت این است که مدارس ما باید اداره شوند و مدیر مدرسه ما با دلسوزی این کار را انجام می دهد ولی وقتی که همان میزان بودجه را که می خواهند این کمیسیون از پرداخت آن امتناع می کنند.
وی در ادامه به پاداش فرهنگیان اشاره کرد و گفت: معلمان وقتی می بینند که به کارکنان بعضی از دستگاههای دیگر اندازه دو ماه از حقوقشان پاداش تعلق می گیرد ولی آموزش و پرورش حتی 80 هزار تومان نیز به عنوان پاداش به آنها نمی دهند آنها احساس می کنند که حقشان از بین رفته است.
علی احمدی ادامه داد: همچنین شما در قانون پیش بینی کرده اید که اگر دولت بودجه ندارد از طریق سهام پاداشهای پایان خدمت را پرداخت کنیم ولی از بازنشستگان سال 86 تاکنون حتی 10 فرهنگی هم پیدا نشده که راضی به دریافت سهام باشد و من مجبورم که سهام ها را با توجه به بحران اقتصادی جهان بفروشم و آیا من باید این کار را انجام دهم. وی با انتقاد از اینکه برای پاداش پایان خدمت فرهنگیان حتی یک ریال هم در بودجه پیش بینی نشده است گفت : در ابتدا که بازنشستگی پیش از موعد مطرح شد همه آن را تایید و از اجرای آن استقبال کردند ولی حالا که بودجه برای پرداخت پاداشها نداریم می گویند بازنشسته پیش از موعد نگیرید. وزیر آموزش و پرورش تصریح کرد: عده ای هم می گویند حالا از این ماجرا درس گرفتید برای سال آینده بازنشسته نگیرید و من باید کدام یک از این سخنان را گوش دهم.
در اجرای تعهدات خودم نمی دانم چه کار کنم
علی احمدی در ادامه این نشست با برشمردن تعهدات قانونی خود گفت: تعهدات قانونی زیادی وجود دارد که زمان سررسید آنها رسیده است و برای بنده مقادیرتا تعهد در قانون وجود دارد که باید به آن عمل کنم که تعیین تکلیف نیروهای حق التدریس هم یکی از آنها است و من مانده ام که با این وضعیت باید چگونه به آنها عمل کنم. وی افزود: من چگونه قانون حذف کنکور را اجرا کنم و یا سهم آموزشهای فنی و حرفه ای را به 45 درصد برسانم وقتی که 95 درصد از بودجه آموزش و پرورش پرسنلی است من باید چه مصوبه ای را اجرا کنم وقتی بودجه ای وجود ندارد در نتیجه این مصوبات باقی بماند و شما نمایندگان به عنوان اعضای یک دستگاه نظارتی این موارد را از من مطالبه کرده و بعد هم می خواهید که من را استیضاح کنید. وزیر آموزش و پرورش در ادامه راه حل هایی را برای کاهش کسری بودجه در این وزارتخانه عنوان کرد و اظهار داشت: یکی از راه حل های این موضوع کاهش نیازها است که ما به دنبال آن دستورالعمل ساماندهی نیروی انسانی را اجرا کردیم که شما نیز بابت آن از ما سوال کردید و بازجویی به عمل آوردید. علی احمدی واگذاری امور به دستگاه های دیگر را یکی از راه حل های جلوگیری از کسری بودجه آموزش و پرورش ذکر کرد و گفت: هیچ دستگاهی برای قبول این مسئولیت ها وجود ندارد. وی انتقاد کرد: چه ربطی به آموزش و پرورش دارد که مدارس شبانه روزی را توسعه دهد در حالی که این وظیفه شهرداریها و وزارت مسکن و شهرسازی و... است که مدرسه بسازند. آموزش و پرورش باید مدرسه آماده در اختیار بگیرد و فعالیتهای آموزشی اش را انجام دهد.
در واگذاری امور آموزش و پرورش به مردم سوالات اساسی وجود دارد
علی احمدی با بیان اینکه در واگذاری امور به مردم سوالات اساسی وجود دارد گفت: من هفته گذشته قبل از خطبه های نماز جمعه سخنرانی داشتم که خیلی کوتاه به این موضوع اشاره کردم ولی هنوز ازپشت تریبون پایین نیامده بودم گفتند که می خواهی آموزش و پرورش را خصوصی کنی و حتی یک نفر از مسئولان مهم و ارشد عنوان کرده بود که می خواهم بیایم جلوی وزارتخانه خودم را با نفت آتش بزنم که تو گفته ای می خواهی آموزش و پرورش را خصوصی کنی! وزیر آموزش و پرورش در ادامه خواهان تفسیر اصل سی ام قانون اساسی شد.
به خاطر بودجه آ موزش و پرورش ذ لیل شدم و بغض کردم
علی احمدی در ادامه به سخنان یکی از نمایندگان مجلس مبنی براینکه باید مواظب بود رقم پیشنهادی بودجه از این هم که هست پایین تر نیاید گفت: من برای این کسری بودجه آموزش و پرورش چند بار بغض کرده ام و ذلیل شده ام و استیصال من را به این روز انداخت. وی ادامه داد: ما را بین طرح و لایحه مثل توپ فوتبال بین مجلس و دولت پاس کاری کردید و بالاخره یک سوم آن از طریق لایحه آمد حالا می گویید باید مواظب بود.
دولتیها به سخنان من در هیئت دولت اعتراض می کنند
وزیر آموزش و پرورش به تعداد آرای خود در دولت اشاره کرد و با انتقاد از آن گفت: نصف کارمندان دولت در آموزش و پرورش فعالیت می کنند و فقط یک رای به وزیر آموزش و پرورش داده اند. وقتی که می خواهم سخن بگویم همه سر تکان می دهند و می گویند ما کار داریم و تو باز می خواهی بحث کسری بودجه را مطرح کنی.
بودجه افزایش یافت ولی کافی نیست
علی احمدی با بیان اینکه بودجه آموزش و پرورش در سال 1388 افزایش یافته گفت: این بودجه هم برای آموزش و پرورش کافی نیست. وی در پاسخ به عده ای از اعضای فراکسیون فرهنگیان که عنوان می کردند که " باید برای بودجه آموزش و پرورش زودتر اقدام می کردید و حالا که لایحه بودجه در حال تقدیم به مجلس است نمی توان کاری کرد" گفت: هر کاری را که آن موقع می خواستید بکنید الان انجام بدهید چرا که بودجه کاملا روشن و واضح است و ما بیشترین مشکلاتمان در بخش استانی است و در ستاد مشکلی نداریم. وی بودجه سال 1388 را شامل عملکرد سال 87 به علاوه یک درصد تورم و قسمت دیگر را هم مربوط به دیون گذشته عنوان کرد. به گزارش مهر ، وزیر آموزش و پرورش همچنین درباره بودجه عمرانی ملی و استانی آموزش و پرورش نیز گفت: ما در آموزش و پرورش متوسط بودجه ای را که شما در فعالیت های عمرانی به دستگاههای دیگر اختصاص می دهید را می خواهیم و بیشتر از آن را مطالبه نمی کنیم. علی احمدی با بیان اینکه بودجه عمرانی در دوقسمت با توجه به در آمدهای حاصل از نفت و غیره پیش بینی شده است گفت: در این قسمت هم اگر نفت گران شد و در آمدی حاصل شد می خواهیم که آموزش و پرورش بی بهره نماند. قانون خدمات کشوری اجرا می شود وزیر آموزش و پرورش در پایان این نشست 4 ساعته نیز در پاسخ به نمایندگان فراکسیون فرهنگیان مجلس که بر اجرا شدن قانون خدمات کشوری تاکید می کردند گفت: تا آنجا که من خبر دارم دولت نیز قصد اجرای این قانون را دارد ولی این مصوبه نیز ردیف جداگانه بودجه را می طلبد. علی احمدی همچنین خواستار در نظر گرفتن سهم آموزش و پرورش در صورت اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها شد
نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه نهم بهمن 1387 ساعت 17:52 |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط علیرضا در جمعه سیزدهم دی 1387 ساعت 16:50 |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط علیرضا در جمعه سیزدهم دی 1387 ساعت 15:3 |
لینک ثابت |
غزه در آتش می سوزدوخون پاک شهدا آزادی ورهایی مسلمانان فلسطین را از چنگال دیو سیرتان صهیونیست نوید می دهد ودرخت تناورمقاومت را تناور تر می سازد. رژیم غاصب اسرائیل که فکر می کرد در همان روزهای اولیه می تواندمقاومت مبارزان فلسطینی را در هم بشکند اکنون از بیم مقاومت جانانه مردم وحمایتهای گسترده آزادیخواهان ومسلمانان دنیا خواب راحت ندارد.مقاومت جانانه مسلمانان فلسطین در غزه وآنهم در بدترین شرایط اقتصادی می رود تا یکبار دیگر پیروزی شکوهمند حزب الله در جنگ ۳۳روزه بااسرائیل را در خاطره ها زنده نمایدو این وعده خداست که انشاالله بزودی محقق می شود اما خطاب اصلی ما به حاکمان به ظاهر مسلمان کشورهای عربی که خود را به خواب خرگوشی زده اندواز کنار این همه جنایت سکوت نموده ویا برای دلخوشی اربابان خود دو پهلو صحبت می نمایند این است که از این فجایع درس عبرت بگیرید وتا آتش قهر ملتها دامن شمارا نگرفته سکوت خود را بشکنید واجازه دهید که ملتهای مسلمان جواب گستاخیهای رژیم صهیونیست را داده واز منابع وامکانات کشورهای اسلامی برای رفع این فتنه عظیم استفاده نمایند .شما که روزی شعار تعصب عربی سر می دادید واز صدام حسین در جنگ ۸ساله علیه ملت سلحشور ایران حمایت نمودید چرا اکنون سکوت نموده اید .آیا این همه زن ومرد وپیر وجوان که آماج حملات بیرحمانه سفاک ترین رژیم قرار گرفته اند مسلمان وعرب نیستند؟
مدعیان دروغین حقوق بشر وحیوانات که به خاطرقصاص چند جانی ویا هلاکت چند نهنگ در آبهای بین المللی اعلامیه صادر می نمائید واز حقوق انها حمایت می کنید چراچشم خودرا براین فجایع بسته اید وسکوت نموده اید؟
آیا اینها دلیل بر دست نشاندگی و نوکر مابی شما در قبال قدرتهای استکباری نیست ؟بدانید که ملتهای مسلمان دست دعا ونیایش برای رفع فتنه بسوی خدا دراز می کنندوهیچ انتظار ی از شما ندارندوتا رفع فتنه به جهاد خود ادامه می دهند که نصر من الله وفتح قریب
|
نوشته شده توسط علیرضا در جمعه سیزدهم دی 1387 ساعت 14:15 |
لینک ثابت |
   قربان آن ني يي كه دمندش سحر، مدام قربان آن مي يي كه دهندش علي الدوام قربانآن پري كه رساند تو را به عرش قربان آن سري كه سجودش شود قيام هنگامه برونشدن از خويش، چون حسين(ع) راهي برود كه بگذرد از مسجدالحرام اين خطي از حكايتمستان كربلاست ساقي فتاد، باده نگون شد، شكست جام! تسبيح گريه بود و مصيبت،دو چشم ما يك الامان ز كوفه و صد الامان ز شام اشكم تمام گشت و نشد گريه امخموش مجلس به سر رسيد و نشد روضه ام تمام با كاروان نيزه به دنبال، ميروم در منزل نخست تو از حال مي روم    |
|
|
نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه دوازدهم دی 1387 ساعت 17:21 |
لینک ثابت |
بیاد ایام سوگواری ابا عبدالله الحسین (ص)و درآستانه اولین سالگرد تشریف فرمایی رهبر انقلاب
به استان دارالعباده یزد نگاهی می افکنیم به دیدگا ه ایشان در رابطه با فلسفه عاشورا ومنطق حسینی
رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه اي در موقعيتها و مناسبتهاي مختلف در باب عاشورا و قيام امام حسين(ع) مطالبي را بيان کرده اند که برخي از آنها به تدريج در ايام محرم در معرض ديد و نظر مخاطبان قرار مي گيرد.
محرم براي مردم ما در طول تاريخ خونين تشيع هميشه داراي پيام بود. در دوران اختناق سياه اموي و عباسي و در آن روزگاري که ارزشهاي والاي اسلامي لگدمال اشرافيت عفن اموي و عباسي و دربارهاي سلطنت مي شد و در روزگاري که شيعيان پاکباز و عاشقان دستگاه امامت و ولايت پايمال شدن حقوق حقه الهيه را در زير چکمه هاي قلدران دربار عباسي و اموي مشاهده مي کردند و در همه دورانهاي اختناق تاريخ، محرم و عاشورا دريچه اي بود که نور و صفا و گرما و اميد را به دل شيعيان بر مي گرداند و اين يکي از شگفتي هاي آيين ما و مذهب ماست. حادثه کشته شدن ، معمولا يک حادثه تلخ است.
کشته شدن سرداران و رهبران معمولا مايه نوميدي است، در ميان ملتهاي دنيا چنين است، اما بنازم تفکر انقلابي شورشگر شيعي را و مکتب آموزش فداکاري و جهاد و شهادت را که از چنين حادثه اي که براي همه تلخ است يک غوغاي شور و شعف در دل شيعيان به وجود آورد.
و از نقطه اي و واقعه اي که براي همه موجب نوميدي است، سرچشمه جوشان اميد را به دل پيروان خود سرازير کرد. قيام حسيني در طول تاريخ تشيع به همه انسانهاي مسلمان بلکه به همه آزادگان عالم اميد داد، شور داد، درس داد، خستگي ناپذيري و جهاد و شهادت و بالاخره پيروزي داد. اگر ما مي گوييم حسين بن علي پيروز است ، يک دليل و يک وجه اين حرف اين است که هر کسي منطق حسيني را در طول تاريخ محور کار خود قرار داد بي بروبرگرد پيروز شد.
منطق حسيني يعني نترسيدن از مرگ ، منطق حسيني يعني ترجيح دادن حق بر باطل به هر قيمت ، منطق حسيني يعني کم نشمردن ياران حق و زياد نشمردن ياران باطل در هر حجم و عدد، منطق حسيني يعني اميد بي پايان حتي در لحظه اي که علي الظاهر آرزوها غروب مي کنند . در غروب روز عاشورا خونين آن وقتي که چشمهاي ظاهربين همه چيز را تمام شده تصور مي کرد، زينب کبري به برادرزاده اش علي بن حسين امام سجاد (ع) با زباني که گوئي از متن تاريخ و سنتهاي الهي حرف مي زند مي گفت: برادرزاده روزي اين سرزمين، آباد خواهد شد ، اين پرچم برافراخته خواهد شد.
اين جا کانون دلها و عشقها و جوششها خواهد شد و اين جا سرمشقي خواهد شد براي همه کساني که در راه خدا و حق گام بر مي دارند و شد! ما يک روزي در دوران اختناقي اگر نگويم شديدتر از دوران اختناق عباسي لااقل همانجور، در دوراني که همه چيز تلخي و ناکامي و سياهي بود به ياد حسين ديديم دلهايي زنده ماند که بايد غمها آن دلها را مي ميراند اما عشق حسين نگذاشت و ديديم که با کم بودن عده و عده پرچم پيروزي خون بر شمشير را به دست گرفت و خون را بر شمشير پيروز کرد و اين درس ماست در انقلاب.
نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه دهم دی 1387 ساعت 18:32 |
لینک ثابت |
عکس: شکاف کعبه، محل ورود فاطمه بنت اسد(س) به کعبه

رکن حجرالاسود، رکن عراقی، رکن شامی و رکن یمانی و آن دیوار پشت کعبه - دیوار مخالف دیوار ملتزم - به آن می گویند مستجار؛ همین گوشه است که دیوار کعبه شکافته شد و "ادخلی یا فاطمه!" به بنت اسد رسید...فاطمه تو حامل بزرگمردی هستی که تمام افلاکیان او را می شناسند، تمام این ملایک با او آشنای اند. نور او و نور محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) یکی است. او شایسته ی خلیفه اللهی من است.فاطمه وارد شد و دیوار بسته.
نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه چهارم دی 1387 ساعت 20:4 |
لینک ثابت |
این نسخه مهم هرگز فراموش نشود
80 نكته مهم در تدريس موفق معلمان و مربیان مدارس

امروزه آموزش و پرورش رسمی در پی آمادگی برای زندگی آینده از طریق یادگیری مفید و مؤثر است وکلا" تدریس عبارتست از:
تعامل یا رفتار متقابل معلم و دانش آموز بر اساس طرح منظم و هدفدار برای ایجاد تغییرات مطلوب و تسهیل یادگیری فرد و شناخت او از جهان است.
و تدریس خوب : تدریسی است که به خوب یاد گرفتن فراگیران کمک کند. در این فرایند یادگیرنده باید فعال باشد. به بحث بپردازد،مسائل را حل کند و با استفاده از راهنمایی های معلم به کسب تجربه بپردازد.
معلمان در حالی که به شاگردان در کسب اطلاعات ، مهارتها، راههای تفکرو ابراز نظرات خود کمک می کنند، باید به آنان نحوه ی یادگیری را نیز درس دهند.
چگونگی انجام تدریس اثر بسیاری بر توانایی شاگردان برای آموزش خودشان دارد . معلمان موفق تنها ارائه دهندگان مطالب نیستند بلکه آنان شاگردان خود را به تکالیف شناختی و اجتماعی وادار می نمایند و به آنان چگونگی کسب، ذخیره سازی و پردازش اطلاعات را می آموزند تا چگونگی فراگیری را یاد بگیرند و منابع را به طور مؤثر به کار ببرند.لذا نقش عمده تدریس ،خلق یادگیرندگان فعال ، خلاق و قدرتمند است.
توصیه هایی برای داشتن یک تدریس موفق و رضایت بخش
1- با توکل به خدا و نام خدا کلاس را شروع کنیم.
2- اخلاص در عمل تدریس و تقوا را رعایت کنیم.
3- زمان هر جلسه تدریس را در نظر داشته باشیم تا با کمی یا زیادی وقت مواجه نشویم.
4- وقت کلاس را به مطالب بیهوده و کم فایده صرف نکنیم.
5- سعی کنیم ساعت تدریس را تغییر ندهیم.
6- به هنگام تدریس، نشاط روحی و عاطفی خود را حفظ کنیم.
7- با خوشرویی تدریس کرده و همواره چهره بشّاشی داشته باشیم.
8- احساسات و عواطف دانش آموزان را جریحه دار نکنیم.
9- تلاش کنیم فضایی عاطفی بوجود آوریم.
10- سعه ی صدر داشته باشیم و از فضل فروشی بپرهیزیم.
11- وفای به عهد، خوش قولی و تواضع در تدریس را از یاد نبریم.
12- به هنگام تدریس؛ آرامش خود را حفظ کنیم.
13- از قضاوت ناصحیح نسبت به دانش آموزان پرهیز کنیم.
14- اشتباهات خود را توجیه نکنیم.www.zibaweb.com
15- از علماء ،بزرگان و شخصیتهای دینی با احترام نام ببریم.
16- از به کار بردن کلمات خارج از نزاکت بپرهیزیم.
17- پرگوئی نکنیم، در واقع آنقدر بگوئیم که می توانیم بشنویم.
18- رازدار و محرم اسرار دانش آموزان باشیم.
19- از تعصب بیجا بپرهیزیم.
20- از دانش آموزان توقعات بیش از اندازه نداشته باشیم.
21- رسا و روان بودن کلمات و جملات را رعایت کنیم.
22- از داشتن تکیه کلام پرهیز کنیم.
23- در تدریس ذوق و سلیقه به کار ببریم.
24- آرام و شمرده تدریس کنیم.
25- ساده تدریس کنیم ؛اما عمیق.
26- در املاء کلمات دقت کنیم و کلمات را صحیح روی تابلو بنگاریم.
27- ذوق و استعداد دانش آموزان را شناسایی و هدایت کنیم.
28- بین دانش آموزان رقابت سالم و مثبت ایجاد کنیم.
29- در برخوردها عدل و انصاف را رعایت کنیم.
30- به دانش آموزان توجه و نگاه یکسان داشته باشیم.
31- با دانش آموزان همدردی کنیم.
32- از تشویق به موقع غافل نشویم.
33- سخن دانش آموزان را بی مورد قطع نکنیم.
34- کارها و فعالیتهای مربوط به کلاس را بین دانش آموزان تقسیم و به آنها مسئولیت بدهیم.
35- در هنگام موعظه ، خود را مخاطب اصلی قرار دهیم.
36- به مقررات محیط آموزشی احترام بگذاریم.
37- سعی کنیم کردار و رفتار خوبی از خود نشان دهیم.
38- پیش از تدریس، شناختی اجمالی از وضعیت ، موقعیت و سطح معلومات دانش آموزان بدست آوریم.
39- بیش از اندازه در کار دانش آموزان ، خود را دخالت ندهیم.
40- به کار خویش ایمان داشته باشیم.
41- سعی کنیم شخصیت علمی و اجتماعی خویش را پیش دانش آموزان سبک نکنیم.
42-مقررات خشک و افراطی را زا کلاس دور کنیم.
43- نسبت به فعالیت دانش آموزان بی تفاوت و بی توجه نباشیم.
44- در تدریس از گروه گرائی و خط بازی خودداری کنیم.
45- بر موضوعات درسی ، تسلط و از آن اطلاع کافی داشته باشیم.
46- در افزایش آگاهیها و محتوای علمی و درسی خود بکوشیم.
47- به سؤالات دانش آموزان با لحن خوب و مناسب پاسخ دهیم.
48- مطالعه پیش از تدریس و آمادگی قبلی جهت تدریس داشته باشیم.
49- برنامه ریزی درسی داشته باشیم.
50- از ابتکار و خلاقیت در تدریس استفاده کنیم.
51- از روشهای تدریس و نحوه ی به کار گیری آنها آگاه باشیم.
52- به کیفیت شروع ، ادامه و پایان درس توجه داشته باشیم.
53- به هنگام تدریس مطالب ، تنوع را فراموش نکنیم.
54- از تجربیات درسی و تدریس دیگران استفاده کنیم.www.zibaweb.com
55- در هر درس مطالب نو وتازه ای بیان کنیم.
56- سعی کنیم دانش آموزان در ارتباط با درس فعالیت عملی داشته باشند.
57- دانش آموزان را نسبت به یادگیری درس تشنه کنیم.
58- در صورتی که احساس خستگی در چهره دانش آموزان مشاهده کردیم، از ادامه تدریس خودداری کنیم.
59- سعی کنیم همواره اشکالات تدریس خود را رفع کنیم.
60- موضوع و عنوان درس را در ابتدای تدریس مشخص و بازگو کنیم.
61- درس را مرحله به مرحله تدریس کرده و از شاخه به شاخه پریدن بپرهیزیم.
62- بیش از اندازه ی معمول به جزوه ، کتاب و یا متن درس نگاه نکنیم.
63- از طرح شبهات و اشکالات بدون جواب بپرهیزیم.
64- جمع بندی درس را در انتها فراموش نکنیم.
65- از داشتن لحنی یکنواخت و تن صدای ثابت بپرهیزیم.
66- در هنگام تدریس ، در یک مکان ثابت توقف نکنیم.
67- دقت کنیم تمرینها یا مسائل ( تکالیف) در حد توان دانش آموزان باشد.
68- در هنگام تدریس از وسائل و امکانات آموزشی موجود حداکثر بهره را ببریم.
69- در هنگام تدریس حتی الامکان از مثال استفاده کنیم.
70- خلاصه ی درس را در انتهای تدریس بازگو و از دانش آموزان نیز بخواهیم.
71- ظاهری آراسته و منظم داشته باشیم و در نظر بگیریم که زیبایی ، سادگی است .
72- در کارهایمان نظم داشته باشیم تا الگوئی مناسب برای دانش آموزان باشیم.
73- نتایج ازمونها را بررسی کنیم تا نقاط ضعف و قوت را بیابیم.
74- در هنگام خشم، بر احساسات و عواطف خود غلبه کنیم.
75- در تمام کارهای خود ، قاطعیت و برش داشته باشیم.
76- دانش آموزان را در بالا رفتن از نردبان علم و دانش یاری کنیم.
77- در هنگام تدریس سعی کنیم تمام توجه دانش آموزان را به خود جلب کنیم.
78- فرصت انتقاد از خود را به دانش آموزان بدهیم. 79- از اینکه نسبت به پاسخگوئی به برخی از سؤالات قادر نیستیم ، هراس به خود راه ندهیم و به راحتی اقرار کنیم که پاسخ آن را نمی دانیم.
80- تجارب تازه خود را در اختیار دانش آموزان قرار دهیم و به یاد داشته باشیم که معلم هنرمند کسی است که با ایجاد شرایط و موقعیتهای مناسب آموزشی ، خود کمتر تدریس می کند ، ولی دانش آموزان بیشتر یاد می گیرند.
مأخذ : ابراهیم هاشم لو ، ماهنامه فرهنگ و تعاون ، شماره 7
نوشته شده توسط علیرضا در دوشنبه دوم دی 1387 ساعت 22:19 |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 ساعت 16:48 |
لینک ثابت |
يک برنامهنویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند. برنامهنویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟
مهندس که میخواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید
برنامهنویس دوباره گفت: بازى سرگرمکنندهاى است
من از شما یک سوال میپرسم و اگر شما جوابش را نمیدانستید ۵ دلار به من بدهید
بعد شما از من یک سوال میکنید و اگر من جوابش را نمیدانستم من ۵ دلار به شما میدهم مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد
این بار، برنامهنویس پیشنهاد دیگرى داد
گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید ۵ دلار بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ٥٠ دلار به شما میدهم این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با برنامهنویس بازى کندبرنامهنویس نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است»؟
مهندس بدون اینکه کلمهاى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامهنویس دادحالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چیست که وقتى از تپه بالا میرود ۳پا دارد و وقتى پائین میآید ۴ پا»؟
برنامهنویس نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد
آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد
باز هم چیز بدرد بخورى پیدا نکرد
سپس براى تمام همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت
و با یکى دو نفر هم گپ زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند
بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و ٥٠ دلار به او دادمهندس مودبانه ٥٠ دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابدبرنامهنویس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟
مهندس بدون اینکه حرفی بزند 5 دلار به او داد.
نوشته شده توسط علیرضا در جمعه هشتم آذر 1387 ساعت 13:4 |
لینک ثابت |
نکات جالبی از نامه رئیس جمهور به اوباما
احمدی نژاد:نامه اوباما را با حالی امضا کردم...
نامه مزبور پس از اصلاحات نگارشی (نه محتوایی) توسط کارشناسان وزارت خارجه، برای مشاور ارشد ریاست جمهوری ارسال میگردد و آقای ثمره هاشمی نیز آن را جهت تایید و امضای مجدد به دکتر احمدینژاد تقدیم میکند اما...
شهاب نیوز: یک منبع آگاه اطلاعات تکمیلی و جالبی را از نامه تبریک دکتر محمود احمدینژاد به «باراک اوباما» رئیسجمهور برگزیده ایالات متحده آمریکا تشریح کرد.
ماجرا از این قرار بوده که نامه تبریک آقای احمدینژاد به باراک اوباما پس از تایید از سوی رئیسجمهور، به وزارت خارجه ارسال میشود تا مراحل اداری و قانونی آن سپری شود. در این میان، وزارت خارجه با مشاهده یک غلط نگارشی در ترجمه نامه و یکی ـ دو اشکال جزئی املایی از قبیل نقطه و ویرگول؛ این موارد جزئی اما مهم را با مجتبی هاشمی ثمره مشاور ارشد رئیسجمهور در میان میگذارد و بر اصلاح نامه تاکید میکند.
نامه مزبور پس از اصلاحات نگارشی (نه محتوایی) توسط کارشناسان وزارت خارجه، برای مشاور ارشد ریاست جمهوری ارسال میگردد و آقای ثمره هاشمی نیز آن را جهت تایید و امضای مجدد به دکتر احمدینژاد تقدیم میکند.
این گزارش میافزاید: با آن که اصلاحات نگارشی انجام شده توسط کارشناسان وزارت خارجه مورد تایید مجتبی هاشمی ثمره نیز بوده است؛ با این حال آقای احمدینژاد از امضای مجدد نامه خودداری میورزد و خواستار ارسال همان نامه قبلی برای باراک اوباما میگردد. این مساله البته باعث سئوال مشاور ارشد رئیس جمهور میشود که آقای احمدینژاد در پاسخ میگوید: نامه قبلی را با «حالی» امضا کردم که این «حال» دیگر تکرار نمیشود. همان را بفرستید (قریب به مضمون)
گفتنی است نامه تبریک بیسابقه آقای احمدینژاد به باراک اوباما با انتقادات برخی محافل اصولگرا مواجه شده است. اغلب منتقدان معتقدند با توجه به رفتارهای گستاخانه دولت آمریکا و با توجه به این مساله که نامههای قبلی آقای احمدینژاد به سران جهان از جمله جرج بوش بیپاسخ مانده است، رئیسجمهور ایران باید از ارسال نامه جدید خودداری میکرد.
نوشته شده توسط علیرضا در جمعه هشتم آذر 1387 ساعت 9:38 |
لینک ثابت |
انالله وانا الیه راجعون
بانهایت تاسف وتاثر درگذشت فرهنگی ایثارگر،ومعلم فداکار مرحوم
سیدعلی میرباقری
را به کلیه همکاران ،خانواده،بخصوص همسرصبور وفرزندان
گرامی تسلیت عرض نموده از خداوند بزرگ شادی روح آن مرحوم وبقای
عمربازماندگان را خواستارم
نوشته شده توسط علیرضا در جمعه یکم آذر 1387 ساعت 17:22 |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه نوزدهم آبان 1387 ساعت 21:4 |
لینک ثابت |
وام 30 میلیونی به فرهنگیان بازنشسته حرف بود
رئیس اداره تعاون وزارت آموزش و پرورش گفت: پرداخت وام 30 میلیون تومانی به فرهنگیان بازنشسته تهرانی در حد حرف و صحبت بود و هنوز به مرحله عملیاتی نرسیده است.
به گزاش مهر، علی قطب الدینی مدیرکل اداره کل تعاون و پشتیبانی آموزش و پرورش در اواسط مهرماه طی یک نشست خبری از پرداخت وام 30 میلیون تومانی کالا به فرهنگیان بازنشسته تهرانی خبر داده بود.
وی در جمع خبرنگاران گفته بود که در استان تهران که حدود 300 هزار فرهنگی بازنشسته زندگی می کنند با یک شرکت تجاری پیش نویس تفاهمنامه ای آماده کرده ایم که تا سقف 30 میلیون تومان وام با اقساط طولانی مدت در اختیار آنها قرار دهند.
به دنبال انتشار این خبر، یکی از معلمان بازنشسته در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: بعد از خواندن این خبر در جراید به سازمان آموزش و پرورش شهر تهران مراجعه کردم که آنها با تعجب اظهار بی اطلاعی کردند و گفتند که این خبر کذب است.
وی ادامه داد: بعد از آن به اداره کل تعاون و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش رفتم که مسئولان این دفنر نیز که خود مرجع اصلی خبر بودند آن را انکار کردند و گفتند این موضوع واقعیت ندارد.
رئیس اداره تعاون وزارت آموزش و پرورش درباره این موضوع به خبرنگار مهر گفت: ارائه وام 30 میلیون تومانی کالا تنها در حد حرف و صحبت با تجار و صاحبان صنایع بود.
سعید خلج افزود: در جلسه ای که با این افراد داشتیم از آنها خواستیم که پیشنهادی برای خدمت به فرهنگیان بدهند که آنها ارائه وام 30 میلیون تومانی را عنوان کردند.
سعید خلج ادامه داد: هنوز هم تفاهمنامه ارائه وام 30 میلیون تومانی توسط واحدهای تجاری طرف مورد قرارداد امضا نشده است.
خلج اظهار کرد: البته در پی فراهم کردن مقدمات کار هستیم ولی چون رقم وام بزرگ است باید کارشناسی بیشتری روی آن آنجام دهیم.
به گزارش خبرنگار ما مسئولان آموزش و پرورش در نشستهای خبری خود بارها از ارائه وام و تسهیلات گوناگون به فرهنگیان خبر داده اند که حتی مقدمات آن را هم فراهم نکرده بودند و فرهنگیان نیز بعد از مطلع شدن از این اخبار از طریق رسانه ها و مراجعه کردن به آموزش و پرورش با مواردی همچون مورد بالا دچار شدند.
بهتر است که مسئولان آموزش و پرورش بعد از تکمیل برنامه ها و آماده شدن مقدمات کار رسانه های خبری را از اقدامات خود مطلع کنند تا اقشار مختلف مردم نسبت به اخباررسانه ها اعتماد خود را از دست ندهند
نوشته شده توسط علیرضا در جمعه هفدهم آبان 1387 ساعت 15:16 |
لینک ثابت |
قسمت 2
با سلام خدمت همکاران محترم
میخواهم قسمتهای دیگری ازکتاب مدرسه سالم مدرسه شاد اثرجناب دکتر عدالتی را جهت مطالعه
همکاران بنویسم ا میدوارم مثمر ثمر واقع شود
ـ درمدرسه سالم تفکر تضمین کیفیت وجود دارد تا افراد خوب یاد بگیرند
ـ در مدرسه نا سالم تفکر کمیت وجود دارد تا افراد نمره بالاتری کسب کنند
ـ در مدرسه سالم زندگی طبیعی جریان دارد و تحصیل جزو زندگی است
ـ در مدرسه نا سالم زندگی تعطیل است و فقط زنده بودن ادامه دارد
ـ مدرسه سالم جامعه کوچکی است که تمامی مسائل جامعه بزرگ در آنجا به چالش کشیده میشود
ـ مدرسه ناسالم جزیره ای تنهاست که انسانهای بیگانه با جامعه پیرامونی در آن جا آموزش می بینند
ـ در مدرسه سالم دانش آموز فعال و مبتکر است ومعلم نقش راهنما را دارد
ـ در مدرسه ناسالم دانش آموز منفعل است و معلم نقش انتقال مطالب درسی را بر عهده دارد
ـ در مدرسه سالم این شعار به چشم میخورد یادگیری از گهواره تا گور
ـ در مدرسه نا سالم همه منتظر فارغ شدن از تحصیل هستند
ـ در مدرسه سالم چشم انداز دراز مدت حاکم است
ـ در مدرسه ناسالم افراد به گذران امروز فکر می کنند
ـ مدرسه سالم به مثابه رودی است که با تولید علم به دریا می پیونند و به آن تازگی می بخشد
ـ مدرسه ناسالم مانند برکه ای است که به تدریج خشک می شود
ـ در مدرسه سالم دنیای فردا از دریچه روشنایی به سوی دانش آموزان باز می شود
ـ در مدرسه نا سالم دانش آموزان آینده را تاریک می بینند
ـ در مدرسه سالم قدرت تقسیم شده است همه مسئولیتی دارند و هیچ کس بدون مسئولیت نیست
ـ در مدرسه نا سالم تقریبآ تمامی مسئولیت ها بر عهده مدیر مدرسه است
ـ مدرسه سالم شعارش این است:اول دین من،دوم کشور من و بعد من
ـ مدرسه نا سالم شعارش این است:اول من،دوم من،سوم من
ـ مدرسه سالم بوسیله خود دانش آموزان اداره می شود و افراد به خود کنترلی عادت میکنند
ـ در مدرسه نا سالم بوسیله مدیر اداره میشود و همه منتظرند تا او دستور بدهد
انشالله باز هم موارد دیگری در آینده ذکر خواهد شد.
نوشته شده توسط علیرضا در شنبه یازدهم آبان 1387 ساعت 19:50 |
لینک ثابت |
شاگردی از استادش پرسید: عشق چست؟ استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی! شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید: چه آوردی؟ و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ! هر چه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم . استاد گفت: عشق یعنی همین! شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست؟ استاد به سخن آمد که : به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور. اما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسید که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم، انتخاب کردم. ترسیدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم. همین
نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه نهم آبان 1387 ساعت 14:1 |
لینک ثابت |